ميرزا كامران كه بابر قندهار را به او داده بود چون خبر شنقار شدن بابر شنيد قندهار را بميرزا عسكرى سپرده خود متوجّه هندوستان شد كه شايد كارى از پيش ببرد و حاكم لاهور در آنوقت ميريونس علي بود ، و ميرزا كامران با قراجهبيك تمهيد جنگى و اعراضى كرد ، و قراجه بيك از او خشم كرده پيش ميريونس علي آمد و مير يونس علي مقدم او را گرامى داشت ، تا در وقت فرصت قراجهبيك ميريونس علي را گرفته بند كرد و كس از پى ميرزا كامران فرستاد ، و ميرزا كامران ايلغار كرده خود را به لاهور رسانيد و شهر را متصرّف شد ، ميريونس علي بملازمت او راضى نشده پيش همايون آمد - تاريخ اكبرى ، و بر سر پنجاب آدم تعيين نمود تا كنار آب ستلج كه مشهور به آب پوديانه بود تعلّق به ميرزا كامران گرفت ، و همايون نيز اين اعمال را بر او مقرر داشت و ميانه ايشان دوستى بود - تاريخ اكبرى .
سال نهصد و سى و هشتم :
ولادت نواب سكندرشان شاه خدابنده محمّد پدر شاه عباس أوّل در نهصد و سى و هشت روى داد ، و در اين سال مير غياث الدّين منصور معزول شد از صدارت ، و مير معزّ الدّين محمّد اصفهانى صدر شد و هشت سال صدارت كرد ، و در اين سال أحمد بيك نور كمال وزير اعظم شد ، و أمير قوام الدّين جعفر ساوجى وزير سابق در منزل نيكپى بقتل رسيد ، و در اين سال جمعى از اوزبكان بتاخت بسطام آمدند و ذو القدر سلطان حاكم دامغان ايشانرا گريزانيد ، و در اين سال عبيدخان اوزبيك بهرام ميرزا را در هرات محصور ساخت ، و در اين سال اولمه بروم رفت و سلطان سليمان را بر اين داشت كه لشكر بفرستد ، فيلپاشا را با پنجاه هزار سوار بر سر شرفخان حاكم بتليس فرستاد و شرفخان بدرگاه رفت ، شاه طهماسب خود متوجّه روميان شد روميان توپها را انداخته گريختند - حسن بك .
تعمير صفه مقصوره مسجد جامع عتيق دار السلطنه اصفهان تاريخ كتابهاش نهصد و سى و هشت است در عهد دولت شاه طهماسب صفوي كه دوّم پادشاهان ذيشأن صفويه است ، و شمس الدّين محمّد اصفهانى تعمير آن صفّه نموده .