سال نهصد و سى و پنجم :
فراغ مروّج مذهب إماميّه و محقّق مدقّق شيخعلي كركى از تصنيف حاشيه قواعد از مبحث تفويض مهر در نهصد و سى و پنج چنانچه در آخر اين جلد به نظر رسيده و در آنوقت در نجف اشرف بوده و در نهصد و سى و شش متوجه خراسان شده و خوانين اوزبك با كوجمخان بتحريك عبيد سلطان بزورآباد آمده جنگ كردند با شاه طهماسب در نهصد و سى و پنج ، و اوزبكيّه شكست يافته بماوراء النهر برگشتند و در سال ديگر كه نهصد و سى شش باشد بمرو آمدند - لب .
حكومت أبو سعيد پسر كوجمخان در نهصد و سى و پنج ، جنگ عبيدخان در اين سال بود ، گرفتن عبيدخان مشهد مقدس را ، گرفتن عبيدخان هرات را ، لشكر كشيدن شاه طهماسب بجانب بغداد ، و كشته شدن ذو الفقار ميرزا حيدر ، در تاريخ رشيدى نوشته كه در سال نهصد و سى و پنج ميرزا ابدال پسر بابر بآگره آمد و بابر را ديد - تاريخ اكبرى .
سال نهصد و سى و ششم :
بعد از اين كه كوجمخان و عبيد سلطان در يازدهم محرّم نهصد سى و پنج با شاه طهماسب در زورآباد جنگ كردند و شكست يافته به ماوراء النهر گريختند و در سال نهصد و سى و شش باز بمرو آمدند و هجوم كردند و به صلح بازگشتند چون بدان ديار رسيدند كوجم در سنه مزبور وفات يافت و بعد از آن أبو سعيدخان پسرش بجاى او نشست و در نهصد و سى و نه مرد - لب .
تولّد سلطان محمّد ميرزا ولد شاه طهماسب در نهصد و سى شش ، حبس كردن شاه إسماعيل ثانى در قلعهء قهقهه در نهصد و سى شش ، رفتن شاه طهماسب بجانب خراسان ، آمدن ايلچى عبيدخان بدرگاه جهان پناه و رسانيدن جواب مكتوب شاه طهماسب ، آمدن دين محمّد برادر زينش با هزار سوار بر سر سبزوار و منكوب شدن ، اتمام رسالهء ملّا جلال دواني در كلمه طيّبه لا إله الّا اللّه و دلالت آنكلمه بر توحيد بعنوان اختصار