تبريز مدفون شد . فوت ميرحسين معمائى نهصد و چهل « نورحمت بودش سال وفات » .
سال نهصد و چهل و يكم :
سلطان سليمان از ضبط بغداد فارغ شده متوجه آذربايجان شد ، و شاه طهماسب از پاى قلعه ايروان برخواسته متوجه تبريز شد ، و از آنجا متوجه قلعه وان و آن قلعه را گرفت و لشكر در شمسه فرار كرده ، وان وارجس به تصرف درآمد و ولايت آن ولايت با مهر سلطان صوفي اغلى قرار گرفت ، و در اين سال سام ميرزا ياغى شد و با اغزوار كه حاكم هرات بود ياغى شده به طرف قندهار رفتند و شكست يافتند از ميرزا كامران و اغزوار كشته شد ، و صوفيان خليفه روملو در اين سال جنگ كرد با امراى عبيد خان ، و بيراماغلان اوزبك در اين سال بتاخت خراسان آمد و محاربه نمودند با خليفه سلطان شاملو و غازيان قزلباش شكست يافتند و قشلاق در اين سال در تبريز بود ، در اين سال الوندخان افشار كشته شد - حسنبك .
فوت مولانا لسانى در نهصد و چهل و يك ، قبر وى در سرخاب تبريز است - مجموعه همايون پادشاه هند در نهصد و چهل و يك عزيمت فتح ديار شرقى نمود و شنيد كه سلطان بهادرخان حاكم گجرات محاصره قلعه چپور كرده در جمادى الاولى نهصد و چهل و يك همايون برگشت و تاتارخان در ميانه بنگاله فتنهها كرد و سلطان بهادر را بر اين داشت كه زر و لشكر داد و تاتارخان بجنگ قلعه دهلى روان شد ، و خود خارج دهلى محاصره قلعه چپور پيش گرفت ، و آخر الأمر جنگ كرد و مغلوب و منكوب و مقتول گشت - تاريخ اكبرى . در نهصد و چهل و يك همايون بگجرات رفت و سلطان بهادر شكست يافت و فتح آن ممالك شد - تاريخ اكبرى .
سال نهصد و چهل و دو :
در اين سال سلطان خليل پسر شيخشاه پسر فرخ يسار پسر أمير خليل اللّه بن أمير شيخ إبراهيم ابن سلطان محمّد ابن كيقباد مرد و از او نسلى نماند ، بعد از او شاهرخ پسر شيخشاه در صغر سنّ بحكومت نشست ، و در اين سال صوفيان خليفه حاكم مشهد بهرات رفت و او بسيار ستمكار و بىباك بود مال مردم را بضرب چوب ميگرفت و ميگريست