شيروان از يعقوب بيك استمداد نمود و سليمان بيجن را يعقوب بيك با لشكر بسيار بمدد او فرستاد تا در حدود تبرسران با سلطان حيدر جنگ كردند و آن حضرت در آنجا شهيد شد ، پس از اين يعقوب شاهزادگان را در قلعهء اصطخر فارس محبوس گردانيد و يعقوب بيك در هشتصد و نود و نه مرد - لب .
سال هشتصد و نود و چهارم :
سلطان علي ميرزا مشهور به سلطان علي پادشاه برادر شاه إسماعيل در هشتصد و نود و سه با برادران بقلعه اصطخر رفتند بفرمان يعقوب بيك و چهار سال و نيم ماندند در آنجا - عالمآرا .
سال هشتصد و نود و پنجم :
صاحب روضة الصفا بعد از فراغ از معامله بردن أهل بيت بشام حكايتى از حاكم استراباد از جانب سلطان حسين ميرزاى بايقرا در هشتصد و نود و پنج نقل نموده غرابتى دارد ، تاريخ فراغ صاحب كفعمي از تأليف كتاب مصباح كفعمى در هشتصد و نود و پنج چنان كه در آخر كتاب كفعمى گفته .
سال هشتصد و نود و ششم :
در هشتصد و نود و شش سلطان علي پادشاه در قلعه اصطخر فارس پا در دامان عزلت كشيده در زمان يعقوب بيك و حاكم قلعه منصور بيك پرناك بود ، يعقوب بيك بن حسن آققوينلو عمرش به سى نارسيده در يازدهم شهر صفر سنهء هشتصد و نود و شش در يورت سلطانى قراباغ كه در آنجا قشلاق كرده بود فوت شد ، مدّت سلطنت دوازده سال ، عمرش بيست و هشت سال ، و دو هفته پيش از موت او برادرش يوسف بيك و مادرش سلجوق شاه خواتون مردند ، و در زمان او به غير از مال راستى مطلق چيزى حواله رعيّت نميشد « 1 » و از يعقوب سه پسر ماند : بايسنقر ميرزا و سلطان مراد كه از دختر فرخيسار ابن أمير خليل شروانى بودند و حسن بيك مرد بعد از يعقوب بيك و بايسنقر ميرزا پسرش پادشاه شد .
هامش
( 1 ) در زمان او أبواب اخراجات مسدود بود .