حريق ثانى تجديد مسجد از بناهاى او است .
سال هشتصد و هشتاد و پنجم :
در سنهء هشتصد و هشتاد و پنج بالش بيك أمير الامراى شام بطمع ملك و ديار بديار بكر آمد و بر دست لشكر يعقوب بيك بن حسن بيك كشته شد - لب .
سال هشتصد و هشتاد و ششم :
در هشتصد و هشتاد و شش پير جمال الدّين أحمد در شام وفات يافت ، و ولادت مؤلّف اين كتاب « 1 » يحيى بن عبد اللّطيف حسيني در اين سال اتفاق افتاد - لب . و تا جلوس شاه طهماسب را ديديم و بعد معلوم ما نشد . سلطان مراد ولد محمّد ولد سليمان ولد ايلدرم ولد مراد ولد اوزخان ولد عثمان بيك پادشاه هشتم كه در هشتصد و پنجاه و پنج پادشاه شد در هشتصد و هشتاد و شش مرد ، مدّت حكومت سى و يك سال ، و سلطان محمّد فاتح استنبول همين است و بعد از او سلطان بايزيد پادشاه شد و در نهصد و هجده مرد - حسن بيك .
در اواخر سال هشتصد و هشتاد و شش بايندر بيك كه أمير الامرا بود با پادشاه ياغى شد ، يعقوب بيك سيم پادشاهان آققوينلو با او در ساوه جنگ كرد و او را بكشت ، و در اين سال سلطان محمّد پادشاه روم پسر سلطان مراد در روم وفات يافت - لب .
سال هشتصد و هشتاد و هفتم :
مولانا نور الدّين أبو المكارم محمّد كازرونى در هشتصد و هشتاد و هفت مرد - مزارات شيراز .
سال هشتصد و هشتاد و هشتم :
سكّزيوز و سكسن و سكّزده * ايام بو سرّى ايلدى فاش
باشينه قزل سادر يهودى * يعنى كه يهودى دور قزلباش
اين شعر را نسبت بفضلى پسر فضولى ميدهند . ولادت ظهير الدّين محمّد بابر پادشاه در ششم محرّم هشتصد و هشتاد و هشت از دختر دوم يونسخان و خواهر بزرگ سلطان محمودخان نامش قتلقنگار خاتم بنت يونسخان بن دلسخان بن شيرعلي اوغلان بن
هامش
( 1 ) يعنى لب التواريخ ، ر ك ص 222 .