سال ششصد و هشتاد و يكم :
در ششصد و هشتاد و يك قتلغ تركان مدبّرهء ملك سلطان حجاج كه در سال ششصد و شصت و نه از ترس ابقاخان بدهلى رفته بود دوازده سال حكومت كرد ، و در ششصد و هشتاد و يك مرد و بعد از او سلطان جلال الدّين سيورغتمش بن قطب الدّين حاكم شد ، و در ششصد و نود و يك معزول شد - لب . تاريخ فراغ مصنّف صراح اللّغة در ستّمائة و هشتاد و يك در بلدهء كاشغر .
سال ششصد و هشتاد و دوم :
در ستّمائة و چهل و چهار نوشتيم كه كيخسرو در اثنان و ثمانين و ستّمائة بفرمان أحمدخان در آذربايجان مقتول گشت ، و چون ارغونخان حاكم شد مملكت روم را بغياث الدّين مسعود بن كيكاووس كه در آن حين از قراقوم آمده بود داد ، و در سنهء سبع و تسعين و ستّمائة غياث الدّين فوت شده ، برادرزادهاش كيقباد بن فرامرز بن كيكاووس به حكم غازان خان نامزد سلطنت روم شده ، و بعلّت عصيان غزان لشكرى بجانب او فرستادند و او مقتول گشت - روضة الصفا .
سال ششصد و هشتاد و سوم :
أحمدخان بن هولاكو كه در ششصد و هشتاد و يك حاكم شده بود ، أولّ نام او نكودار اوغلى بود و بشرف اسلام مشرف شد و نام او مبدّل بسلطان احمد شد ، وزارت با خواجه شمس الدّين بود ، دو سال و دو ماه حكومت كرد ، و در ششصد و هشتاد و سه ارغونخان بر او خروج كرد و او را كشت ، و ارغون بن ابقاخان بن هولاكو در ششصد و هشتاد و سه حاكم شد و در ششصد و نود مرد - لب .
سال ششصد و هشتاد چهارم :
قتل خواجه شمس الدّين صاحب ديوان ، بيست و نه سال وزارت پدر و عمّ و جدّ ارغونخان كرده بود در ششصد و شصت و سه ، ارغون او را بتهمت اينكه ابقاخان را زهر داده بكشت در عصر دوشنبه چهارم شعبان سنهء ششصد و شصت و سه ، مردى خوش اخلاق بوده ، و يكى از مشاهير وزرا است ، و اولاد خواجه يحيى و فرج اللّه و مسعود