سال ششصد و شصت و نهم :
سلطان حجّاج بن قطب الدّين بعد از پدر در ششصد و پنجاه و پنج بفرمان منكوقاءان پادشاهى كرمان نامزد او شد ، منكوحهاش مدبّرهءملك شد قتلغ تركان دختر براق حاجب چون سلطان حجاج كوچك بود ، و بعد از آن كه رشيد شد خود مستقل شد قتلغ تركان از او برنجيد و بدرگاه ابقاخان رفته سلطان حجاج از خوف در سنهء ششصد و شصت و نه بدهلى رفت ، و قتلغ تركان دوازده سال حكومت كرد ، و قتلغ تركان در ششصد و هشتاد و يك مرد - لب . كتاب تاريخ ابن خلكان در سال ششصد و شصت و نه شروع شده و به اين وضعيكه نوشته شده است بر دست مؤلّفش تمام شده در ستّمائة و هفتاد و دو چنان كه از آخر تاريخ مزبور معلوم مىشود .
و هذه عبارته : نجز الكتاب الّذي سمّيته وفيات الأعيان و انباء ابناء الزّمان به حمد اللّه و منّه ، و ذلك في يوم الثانى و العشرين من جمادى الاخرة سنة اثنتين و سبعين و ستّمائة ، و اسم او أحمد بن محمّد بن أبي بكر بن خلكان است .
سال ششصد و هفتادم :
ولادت سلطان غازان بن ارغون بن ابقا بن هولاكو در ششصد و هفتاد ، و فوت در هفتصد و سه - لب . در كتاب مزارات شيراز در نوبهء رابعه مسطور است : شيخ سعد الدّين اسعد اسنّ اولاد صدر الدّين أبو المعالى مظفر بن محمّد بن مظفر بن روزبهان در ستّمائة و هفتاد در زير خانه كه منهدم شد مرد ، عالم واعظ متورع بود ، مذكّر بود در مسجد جامع .
صاحب كشف الغمّه گويد در كتاب مذكور كه : در سال ستّمائة و هفتاد از مشهد شريف آنحضرت ، يكى از قوّام آنحضرت عهدى كه مأمون نوشته بود در باب ولايت عهد به خط مأمون ، و در ميانه سطور و بر ظهر آن خط حضرت امام رضا بود و من بوسيدم او را ، و نسخه را نقل نموده ، أوّل خطّ مأمون قريب بنود بيت ، و بر پشت آن خطّ حضرت است قريب به سى بيت ، و تاريخ حضرت دويست و يك است ، انتهى .