أحمد نامقي جامى أبو نصر أحمد بن أبي الحسن از فرزندان جرير بن عبد اللّه بجلى خرقهء كه شيخ أبو سعيد أبو الخير داشت ، و گويند از أبو بكر صديق بود ، وصيّت كرد كه بعد از چند سال جوانى بهم خواهد رسيد خرقه را بوى دهيد ، و آن أحمد بود كه چشم أكمه را شفا داد كه معجزهء حضرت عيسى است مرواريد را آب كرد و باز منعقد شد در پانصد و سى و شش مرد ، ولادت در چهارصد و چهل و يك - نفحات .
شيخ أبو طاهر كردوى صحبت دار خضر بوده ، و أحمد جام باوى مؤانست داشته و بوى ميرفته ، اتسز از خوارزمشاهيه در پانصد و سى و سه با سنجر جنگ كرده گريخت و بعد از شكست سنجر از قراختاى در پانصد و سى و شش بكرمان آمد - روضة الصفا .
و در پانصد و چهل و دو نوبت ديگر سلطان سنجر لشكر بر سر اتسز آورد - روضة الصفا .
فراغ شيخ طبرسى از تصنيف مجمع البيان در پانصد و سى و شش چنانچه در آخر نسخه به نظر رسيد ، ارسلان شاه بن كرمانشاه بن قاورد بن چقر بيك بن ميكائيل بن سلجوق در چهارصد و نود و پنج حاكم كرمان شد ، در پانصد و سى و شش مرد ، چهل و دو سال حكومت كرد ، و بعد از او پسرش محمّد چهارده سال و بعد ولد او طغرلشاه حاكم شد ، و در پانصد و شصت و دو مرد - « 1 » روضة الصفا .
سال پانصد و سى و هفتم :
أبو الحسن عليّ بن يوسف بن تاشقين بعد از فوت يوسف پدرش در سال پانصد پادشاه شد ، و علي در پانصد و سى و هفت مرد ، و مولدش در چهارصد و هفتاد و شش بود و بعد از علي إسحاق پسر علي پادشاه شد ، و عبد المؤمن يار محمّد بن تومرت در اين وقت قصد مغرب كرده و علي پسر خود را تاشقين نام بقتال او فرستاده بود ، و در وقتى كه علي مرد إسحاق پسر علي را نايب تاشقين كردند ، و عبد المؤمن به طرف مغرب آمد و تاشقين ترسيد و آمد بوهران در پانصد و سى و نه - خل .
بعد از يوسف بن تاشقين أمير المسلمين و ملك عرب و اندلس كه در پانصد مرد ملك او بپسرش أبو الحسن عليّ بن يوسف رسيد ، و او مرد عادل حليمى بود محبّ علماء
هامش
( 1 ) ر ك ج 3 ص 352 .