سال پانصد و هجدهم :
أحمد بن محمّد خازن شاعر در پانصد و هجده مرد - خل . فوت حسن صباح در پانصد و هجده ، نسبش در چهارصد و هشتاد و سه نوشته شد ، مدّت سى و پنجسال حكومت كرد ، در زمان او بسيارى از اهل اسلام به زخم فدائيان حسن كشته شدند بعد از او كيا بزرگ اميد حاكم شد و در پانصد و سى و دو مرد - لب . ابن صباح در ماه ربيع الاخر پانصد و هجده بعد از مراسم وصلت ، كيا بزرگ اميد را از قلعه لاميستر طلبيده نايب كرده مرد - روضة الصفا . حديثى در باب مهدي آل محمّد در اخبار حشر و نشر بيهقى نقل كرده در پانصد و هجده ، چنانچه در مجمع البيان در أوّل سورهء نور مذكور است .
سال پانصد و نوزدهم :
مقهور شدن دبيس در دست سنجر - رومى .
سال پانصد و بيستم :
أحمد بن محمّد برادر غزالى در پانصد و بيست مرد - خل . أحمد بن عليّ بن الرهّان شافعي متبحّر در اصول و كلام مدرّس نظاميه بغداد در پانصد و بيست مرد - خل .
يوسف بن خرزاد النحوى لغوى در پانصد و بيست مرد - خل . در پانصد و بيست سى هزار كس از لشكر عراق بر سر قلعه لاميستر آمده بىخون ريختن باز گشتند ، در اين اثنا سلطان محمود سلجوقى بيمار شده مرد ، و غنيمت بسيار بدست ملاحده افتاد .
المستر شد باللّه فضل بن مستظهر بيست و نهم خلفاء بني العبّاس و چهل و هشتم نسبت با نبيّ صلّى اللّه عليه و إله و سلّم ، در عهد او سلطان سنجر لشكر بعراق كشيد و مستر شد با سلطان مسعود مصاف داد و مغلوب و اسير شد ، و ملاحده او را كشتند در پانصد و بيست ، مدّت خلافت او هفده سال و هشت ماه بود ، و راشد باللّه خليفه شد ، و در پانصد و بيست و يك كشته شد - روضة اولى الأحباب .