و بعد از اشراف بر فتح خبر فوت سلطان محمّد رسيد و كار بر مراد ملاحده شد - روضة الصفا .
محمود بن محمّد بن ملكشاه بعد از وفات پدر در سنهء احدى عشر در عراق عرب بسلطنت نشست ، و عمّش سنجر به آن حدود بود با او جنگ كرده منهزم گشت ، و سلطان سنجر يك دختر خود را ملكه خواتون به او داده بود ، و نوبتى ميانه سلطان محمود و مستر شد خليفه وحشتى بهمرسيده سلطان بر بغداد مستولى شد - روضة الصفا .
سال پانصد و دوازدهم :
فوت يحيى بن منده حافظ محدّث از حفاظ مشهورين در اصفهان در پانصد و دوازده - خلكان . مستظهر عبّاسى در پانصد و دوازده خليفه شد ، چهارده سال و هشتماه خلافت كرد ، المستظهر باللّه أبو العباس أحمد بن المقتدى به وصيّت پدر بحكومت نشست ، و او خليفه بيست و هشتم بود ، باروى شرقى بغداد و خندق و دروازها ساخت و در پانصد و دوازده مرد - لب .
و بعد از او مستر شد خليفه شد ، و در پانصد و بيست و نه محبوس شد - لب . سلطان مغيث الدّين أبو القاسم محمود بن محمّد بن ملكشاه بعد از پدر در اوايل پانصد و دوازده در عراق پادشاه شد ، و در پانصد و سيزده با سنجر جنگ كرد - لب .
ارسلان شاه بن مسعود بعد از برادر پادشاه شد ، ميان او و ميان بهرام شاه برادر ديگرش نزاع شد ، بهرام شاه پناه بسلطان سنجر برد كه خال او بود ، و ارسلان از سنجر گريخته بهرام شاه پادشاه شد ، و ارسلان برگشته بهرام شاه گريخته پيش سنجر رفت و لشكر گرفت و بر ارسلان مسلّط شد و او را هلاك كرد در پانصد و دوازده ، و بهرام شاه بعد از او پادشاه شد و در پانصد و چهل و چهار مرد - لب .
سال پانصد و سيزدهم :
سلطان مغيث الدّين أبو القاسم در پانصد و سيزده با سلطان سنجر در حدود ساوه جنگ كرد ، و سنجر ظفر يافت ، و مغيث الدّين محمود بن محمّد بن ملكشاه مزبور در مقام غدر برآمده به خدمت سلطان رسيد و يك ماه ملازمت كرد ، و سنجر با او صاف شد ، و ملك عراق تا حدود روم و اقصاى شام بر او مسلّم داشت ، و در پانصد و بيست و پنج مرد - لب .