تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع السنين والاعوام ( يا گزارشهاى ساليانه از ابتداى خلقت تا سال 1195 هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
گرفت و سلطان سنجر سلجوقى از سر او در گذشت و باجات بنام او مسلّم داشت ، كار او عروج تمام يافت ، و در پانصد و هجده مرد - لب . كيا بزرگ اميد با طايفه از رفيقان بقلعه لامستر كه ساكنان آنجا مطاوعت نميكردند فرستاد ، ايشان در شب بيست و سوم ذى قعده سنهء چهارصد و نود و پنج بحصار بالا رفتند و اهل آن موضع را بقتل رسانيدند ، و بزرگ اميد بيست سال در آن قلعه بسر برد تا حسن او را نطلبيد بيرون نيامد - روضة الصفا . ايرانشاه پسر تورانشاه كه در چهارصد و نود حاكم كرمان شد ، بعلّت ظلم در چهارصد و نود و پنج بقتل رسيد ، اعيان كرمان ارسلان شاه بن كرمان شاه بن قاورد را پادشاه ساختند و چهل و دو سال پادشاهى كرد ، و در خمسمائة و سى و شش مرد - روضة الصفا . بركياروق با سلطان محمّد برادر خود جنگ كرد سلطان محمّد گريخت و بر كياروق ببغداد رفت ، و محمّد بن ملكشاه به صوب رى حركت نمود ، و سلطان سنجر برادرش از خراسان به او منضم شد ، و بر كياروق چون از اين جمعيّت خبردار شد از بغداد عازم جنگ شد ، و مصلحان در ميان در آمده صلح دادند ، و محمّد عازم قزوين شد و از صلح پشيمان شد ، و بر كياروق خبردار شد و در أربع مائة و تسعين و خمس در ظاهر ساوه صفوف آراستند ، سلطان محمّد منهزم شده باصفهان آمد و محصور شد ، و بر كياروق آمده باز جنگ كردند ، و باز سلطان محمّد منهزم شد ، و در چهارصد و نود و شش ميان ايشان صلح شد - روضة الصفا .

سال چهارصد و نود و ششم :

الامام أبي طاهر محمّد بن عليّ بن عبد اللّه بن عمر بن سوّار بغدادى صاحب كتاب المستنير در قراءات عشرة در چهارصد و نود و شش مرد - شرح جزري . در چهارصد و نود و شش ميان سلطان محمّد و برادرش بركياروق صلح شد - روضة الصفا .

سال چهارصد و نود و هفتم :

مصالحه آخره با يكديگر به شرط استقرار محمّد در عراق ، و حكومت بركياروق در بلاد خراسان و فارس و جزيره و حرمين ، و گرفتن فرنگ حصار عكارا ، و منهزم شدن
وقايع السنين والاعوام ( يا گزارشهاى ساليانه از ابتداى خلقت تا سال 1195 هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 282 | محمد باقر بهبودى / سيد عبد الحسين الحسينى خاتون آبادى