فصل ششم در تواريخ وفيات اعيان و مشاهير و معارف اهل روزگار از سال پانصد تا ششصد با قدرى از كليات سير
سال پانصدم هجرى « 1 » :
از هزار و صد و چهار گرفته كه او را مبدء سازيم تا سال پانصد ستّمائة و خمس است ششصد و پنجسال است كه از قرار هر قرنى پنجاه سال دوازده قرن باشد .
ولادت خواجه جلال الدّين حسن بن محمّد بن حسن حاكم ششم ملاحده در پانصد « 2 » شعبه سوم سلاجقه در روم ، اوّل سليمان بن قتلمش بن إسرائيل بن سلجوق و او خود را زهر داد ، و بعد از او داود پسرش بر تخت قيصر نشست و بيست سال حكومت كرد و در پانصد مرد ، و برادرش قليج ارسلان بن سليمان قائم مقام شد ، و چهل سال عدالت كرد - روضة الصفا . ولادت عبد المؤمن يار محمّد بن تومرت كه بعد از مردن تومرت حاكم مستقلّ شد در مغرب در پانصد بود ، و بعضى در چهارصد و نود گفتهاند ، و استقلالش در پانصد و چهل و دو بود ، و فوتش در پانصد و پنجاه و هشت - خل . أبو المظفّر أحمد بن محمّد خوافى فقيه شاگرد امام الحرمين و رفيق أبي حامد غزالى در پانصد مرد .
أبو يعقوب يوسف بن تاشقين لمتونى أمير المسلمين و ملك الملثّمين بانى مدينه مرّاكش در چهارصد و شصت و پنج نوشتيم ، و فوت يوسف در پانصد بود ، و نود سال عمر داشت ، و پنجاه سال پادشاهى كرد .
و ابن الأثير عزّ الدّين صاحب كامل در سال پانصد فوت يوسف أمير المسلمين ملك العرب و الأندلس را ذكر نموده ، و حكايت سه نفر كه يكى تمنّى هزار دينار و ديگرى تمنّى منصبى و ديگرى زوجهء يوسف را خواست ، و بعد از اينكه اينها بيوسف
هامش
( 1 ) دويست و چهل و هشت ميلاد امام زمان عليه السلام .
( 2 ) بلكه 652 ، ر ك ج 4 ص 224 روضة الصفا .