سال سيصد هفتاد و دوم :
فراغ از تصنيف من لا يحضره الفقيه در سيصد و هفتاد و دو ، عضد الدولهء ديلمى در سيصد و هفتاد و دو مرد ، و در سيصد و سى و هشت حاكم شده بود ، سى و چهار سال پادشاهى كرد ، مانند او در ديالمه هيچكس نبود ، و در سيصد و شصت و هفت ببغداد رفت و با عمّ زاده خود بختيار جنگ كرد و او را كشت و بغداد را مستخلص كرد و خليفه و اكابر باستقبال او آمدند ، يگانه بود در عدل ، از آثار او مشاهد مشرّفه حضرت أمير المؤمنين و حضرت امام حسين عليهما السّلام و دار السقاى بغداد و با روى مدينه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله و سلّم ، و بند أمير كه بر رود كر ساختهاند در سيصد و چهل و سه و كربال از آن آب مىخورد ، و سوق الأمير شهرى كه در قبلى شيراز است ، در سيصد و هفتاد و دو بصرع در بغداد در گذشت ، و در مشهد أمير المؤمنين عليه السّلام مدفون شد ، و ولادتش در سيصد و بيست و چهار در اصفهان ، و عزّ الدوله بختيار پسرش بجاى او نشست ، و در سيصد و شصت و هفت مرد - لب .
شرف الدولة أبو الفوارس شيرزيل بن عضد الدولة در كرمان بعد از پدر در سيصد و هفتاد و دو حاكم شد ، چهار سال و نيم برآمد ببغداد رفت ، و در سيصد و هفتاد و شش مكحول شد بميل - لب . ولادت أحمد بن عليّ بن أحمد بن العباس صفر سنه سيصد و هفتاد و دو ، و فوتش در چهارصد و پنجاه - رجال ميرزا محمّد .
سال سيصد و هفتاد و سوم :
تأليف عيون المحاسن شيخ مفيد در سيصد و هفتاد و سه - فصول سيّد مرتضى .
مؤيّد الدولة أبو نصر بن بويه ابن ركن الدولة در سيصد و هفتاد و سه مرد - لب ، و صاحب ابن عباد وزير مؤيّد الدوله بود ، و مملكت فخر الدوله در عراق ، و مملكت قابوس و شمگير در طبرستان بتصرّف مؤيّد الدوله درآمد ، و ميان مؤيّد الدوله و ميان فخر الدوله و قابوس و شمگير نزاع شد ، و آخر مملكت ايشان بتصرّف مؤيّد الدوله درآمد و فخر الدوله عليّ بن ركن الدولة بمقتضاى حكم پدر در همدان مىبود ، و در سيصد و هشتاد و هفت مرد - لب ، و صاحب ابن عباد در سيصد و هشتاد و پنج مرد - لب .