و استاد قصابان را حاضر كرده ، بعد از تهديد و تغيرات زياد چوبدارها را چوب زيادى زدند و مىخواستند استاد قصابان را شكم پاره كنند بعد او را بخشيدند ، حكم كردند گوشت گوسفند نر خوب را يك من سه قران زيادتر نفروشند .
ديگر آنكه در چند ماه قبل چند نفر دزد از اهل دشتك از بيرون گرفته به شهر آورده بودند ، در محبس حكومتى حبس بودند ، جناب علاء الدوله دو سه روز قبل حكم كردند دو نفر از آنها را هر كدام يك دست و پى بريدند و رها كردند .
مورخهء روز پنجشنبه سيم شهر ذيقعده الحرام 1321 مطابق بيست و يكم جنورى 1904 .
از 4 ذيقعده 1321 مطابق 22 جنورى 1904
چند روز قبل شخص مقنى و چند نفر ديگر از بيضا به شيراز مىآمدند ، در تنگ خياره چند نفر دزد مىريزند روى آنها از طرفين تير و تفنگ مىشود پسر شخص مقنى گلوله به سينهاش خورده فورا فوت مىشود ، جنازهء او را به شهر آورده به جناب علاء الدوله عارض مىشوند ، ايشان مأمور فرستاده چند نفر را گرفته به شهر آوردهاند . آنها را چوب زيادى زدند و هرچه زير چوب از آنها تحقيق كردند كه كى پسر آن شخص مقنى را گلوله زده است معلوم نشد و بروز ندادند .
ديگر آنكه شب يكشنبه ششم شهر ذيقعده الحرام برف بسيار خوبى آمد . ديگر آنكه كارهاى حكومتى از قرار سابق است ، ديگر اخبار تازه در اين هفته نيست كه عرض شود .
مورخهء روز سهشنبه هشتم ذيقعده الحرام 1321 مطابق بيست و ششم جنورى 1904 .
چند نفر از آدمهاى رئيس نفت كه تازه به شيراز آمده به جهت پيدا كردن معدن نفت در بلوكات فارس شبانه مست كرده بودند و در كوچهها بدمستى مىكردند ، آنها را گرفته مىبرند نزد جناب علاء الدوله جناب معظم اليه آنها را چوب زيادى مىزند و بعد جويا مىشوند كه كى به شما عرق فروخته ؟ مىگويند يهودىها ، چون در چند ماه قبل كه شيرهخانهها را قدغن سخت كرده بودند كه ديگر به مسلمانان عرق و شراب نفروشند ، بدين واسطه فرستادند فتح الاياله نايب محلهء يهود را با شيرهچيان آوردند ، تغير زيادى به آنها كردند و چوب زيادى به فتح الاياله زدند كه چرا يهودى مشروبات فروختهاند .
ديگر آنكه از اعليحضرت همايونى حكم تلگرافى رسيده است كه جناب علاء الدوله و قوام الملك و فتح الملك و مدبر السلطنه و جمال خان دشتى و ضرغام الدوله ايلخانى قشقايى تا ده روز به عيد نوروز مانده بايد در طهران حاضر باشند و بچاپارى بروند .
مورخهء روز سهشنبه پانزدهم شهر ذيقعده سنه 1321 مطابق دويم فبرورى سنه 1904 .
جناب علاء الدوله تمام علما و شاهزادگان و اشراف شهر و استادان صنف را در باغ حكومتى احضار كرده همه حاضر شدند ، خود جناب علاء الدوله نطق زيادى كردند ، از اين مقوله صحبت