تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 729

مساهمون:

ص٧٢٩
داشتند كه " اعليحضرت همايونى من و جناب قوام الملك و چند نفر ديگر را كه هفتهء قبل عرض شده به طهران خواسته‌اند كه بايد ده روز به عيد نوروز مانده در طهران حاضر باشيم ، تا دويم ماه نو از شيراز حركت مىكنيم و امسال خيلى محبت به اهل فارس كردند ، رسومات غير صحيح چندين ساله را كه مايهء زحمت مردم بود موقوف داشتند ، نگذاردند هيچ ظالمى به مظلومى ظلم نمايد و حال خواهش از شما دارم كه در مدت رفتن من به طهران سهم الدوله پسر خود را كه نايب الحكومهء فارس قرار مىدهم طورى به او سلوك و رفتار نماييد كه صدايى از كسى بلند نشود و من هم بتوانم در طهران دربارهء شماها حرفى بزنم و آسوده باشيد كه اگر دولت هم بخواهند بعضى قراردادها كه موجب تعدى و خسارت شما شود بگذارند من زير بار آن نخواهم رفت " . خيلى سفارش پسر خود را كرده بودند كه درست به او راه بروند . ديگر آنكه جناب علاء الدوله يكروز هم به مهمانى منزل جناب آقا ملا احمد پيشنماز رفته بودند ، جناب آقا ميرزا ابراهيم هم حاضر بوده‌اند و باز در آن مجلس از مقولهء آن روز خيلى صحبت داشته بودند ، تلگرافى قرار شده بود بنويسند كه رضايت از جناب علاء الدوله باشد و استدعا كنند كه نروند يا اگر ميروند خود ايشان مراجعت كنند ، آقا ميرزا ابراهيم و آقا ملا احمد آن تلگراف را مهر نكرده‌اند ، گويا آن تلگراف را هم موقوف داشته‌اند . ديگر آنكه جناب علاء الدوله به حاجى عز الملك بر سر اينكه چند نفر از مشار اليه شاكى شده بودند تغير و فحش زيادى داده و به دست خودشان چند سيلى به مشار اليه مىزنند و او را زمين مىاندازند ، لگد بسيارى هم به او مىزنند ، غريب شش هفت ساعتى مشار اليه را حبس مىكنند ، بعد به وساطت زياد مشار اليه را مرخص كرده از قرارى كه حالا مىگويند حاجى عز الملك از شيراز رفته است ، معلوم نيست كجا رفته است . ديگر آنكه دو روز قبل معتمد ديوان در كالسكه نشسته بود نيم ساعت از شب رفته از باغ گلشن قوام الملك به شهر مىآمده بالاى سيد ابو الوفا كه يك ميل از شهر دور است كه مىرسد يك مرتبه ده دوازده تير گلوله به كالسكه مشار اليه مىاندازند ، دو اسب كالسكهء او تير مىخورد يكى سر تير سقط مىشود و ديگرى در منزلش سقط شده ولى هيچيك از آدمها و خودش تير نمىخورند يكى از سواران كه همراه او بوده او را ترك خود نشانده به تعجيل به شهر مىآورد و عقب آنهايى كه تير انداخته بودند سوار مىرود هرچه تفحص مىكند اثرى از آنها معلوم نمىشود . روز بعد جناب علاء الدوله مجلس استنطاقى فراهم مىآورند و معتمد ديوان را هم حاضر مىكنند كه تحقيق كنند ، معتمد ديوان عرض مىكند كه من شخصى را كه اين كار كرده است خودم مىشناسم عقب نفرماييد . هرچه جناب علاء الدوله اصرار مىكنند كه اسم آن شخص را بگويد نمىگويد . به همين حال باقى است . مورخهء روز سه‌شنبه بيست و دويم ماه ذيقعده سنه 1321 مطابق نهم فبرورى 1904 . از بابت مقدمهء معتمد ديوان بعد از آنكه محقق نشد كه كى شليك تفنگ به او كرده است