سخت عقب كرده مشغول صاف كردن حسابهاى هركس هستند و خيلى از حسابها هم صاف شده است ، مثل حساب بهبهان و دشتستان و قشقايى و اينجاها كه هر سال تا آخر سال هم تمام نميشد و هميشه مبالغى باقى داشتند كه همين قسم مىماند تا سال ديگر ، امساله تا حال كه سه ماه ديگر به سال مانده است تمام اينجاها حسابهايشان صاف شده و يك دينار باقى ندارند .
ديگر آنكه اعلانى درب بازارها و مساجد و كاروانسراها چسبانيدهاند كه رفتن به كربلا و نجف و آن صفحات بواسطهء اينكه در آنجاها ناخوشى هست ممنوع و موقوف است ، هركس برود او را از بوشهر برمىگردانند ، هركس هم سابق رفته او را هم از بوشهر رجعت خواهند داد .
مورخهء روز پنجشنبه يازدهم شهر شوال سنه 1321 مطابق سى و يكم ديسمبر 1903 .
ميرزا مرتضى مستوفى ملقب به انتصار لشكر كه لشكرنويس است بدون تقصير دولتى و ملتى جناب علاء الدوله دو سه روز قبل بىجهت به او تغير كردند و چوب زيادى به مشار اليه زدند و يك شب هم او را حبس كردند ، قوام لشكر هم از قرار مذكور خواسته بود توسط او را بكند ، فحش زيادى هم به او دادهاند .
ديگر آنكه از قرار مذكور جناب علاء الدوله دست و پاى خود را جمع مىكنند كه آخر اين ماه به طهران بروند ، مىگويند محض اين است كه تمام حكام هر بلدى را به طهران احضار كردهاند كه دولت بعض قرارومدار تازه كه مىخواهند بدهند ، ايشان را هم به طهران خواستهاند .
ديگر آنكه جناب قوام الملك را هم از لارستان خواستهاند كه در شيراز حاضر شود .
ديگر آنكه ديروز جناب علاء الدوله از درب قهوهخانهاى كه درب دروازهء باغ شاه واقع است عبور مىكردهاند ، جماعتى در آن قهوهخانه مشغول قماربازى بودهاند ، خودشان از اسب پياده شده مىروند در قهوهخانه تمام آنها را حكم كرده مىگيرند ، هفده نفر بودهاند ، آنها را حبس كردهاند .
مورخهء روز پنجشنبه هيجدهم شوال المكرم سنه 1321 مطابق هفتم جنورى 1904 .
جناب علاء الدوله سابقا عرض شد كه محصل گذارده و سخت عقب كردهاند به ضباط و عمال و ملاك به جهت صاف كردن حسابهاى آنها ، از جمله شاهزاده جمال الدين ميرزا كه عامل سروستان و ارسنجان بوده است به قدر چهارصد و پنجاه تومان تخفيف سركارى داشته هر ساله اين مبلغ را مىگويد حكام تخفيف مىدادهاند ، جناب علاء الدوله مىخواهند بدهند و مىگويند از عاملى اين دو محل فايده برده است و من هم جاى اينكه تخفيف بدهم ندارم حكما بايد بده خود را كه به عوض تخفيف مزبور كسر گذارده بپردازد . مبلغ مزبور را به چند نفر توپچى حواله دادهاند ، توپچيان درب خانهء او به سختى مطالبه مىكنند . شاهزادهء مشار اليه هم اول رفته بود در تلگرافخانه بست نشسته بود بعد حالا دو سه روز است رفته در حضرت شاهچراغ و منزل جناب شيخ الاسلام كه جنب آستانهء حضرت شاهچراغ است بست نشسته است ، هركس هم از قبيل جناب امام جمعه و سايرين
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 726
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٧٢٦