تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 718

مساهمون:

ص٧١٨
كه جنب ميدان و عمارت ديوانى است آمده نماز مغرب را با جماعت خواندند ، در اين بين در ميدان توپخانه بقاعدهء هر روز موزيك مىزدند ، آقا ميرزا ابراهيم بعد از نماز مغرب چند نفر از طلبه و سادات را مىفرستند نزد جناب علاء الدوله كه قدغن نماييد حالا موزيك نزنند تا من نماز عشاء را خوانده از مسجد بروم . جناب علاء الدوله در ميدان توپخانه بوده‌اند كه طلاب و سادات مىآيند پيغام آقا ميرزا ابراهيم را به ايشان مىگويند ، ايشان هم بدست خود چند سيلى به دو نفر از طلاب مىزنند و فحش زيادى به آقا ميرزا ابراهيم مىدهند كه ما بقى طلاب و سادات فرار مىكنند ، بعد حكم كرده اين دو نفر را سوار قاطر كرده با چهار نفر سوار قزاق از شيراز اخراج مىكنند كه آنها را ببرند از خاك فارس رد نمايند . از قرار مذكور مؤيد السلطنه رئيس تلگرافخانهء ايرانى توسط كرده آن دو نفر را رجعت دادند ، جناب آقا ميرزا ابراهيم هم كه اين وضع را ملاحظه كرده نماز عشاء را ديگر در مسجد نخوانده و فورا از مسجد بيرون آمده به منزل خود رفتند . امروز در منزل آقا ميرزا ابراهيم جمعيت زيادى از طلاب و مريدهاى ايشان شده بود و پيغام سختى توسط يكى از طلاب براى جناب علاء الدوله فرستاده بودند . وقتى كه فرستادهء جناب آقا ميرزا ابراهيم پيش علاء الدوله مىآيد ايشان مهلت نمىدهند كه مشار اليه پيغام خود را بگويد ، باز فحش زيادى به آقا ميرزا ابراهيم و تمام علما مىدهند . فرستادهء جناب آقا ميرزا ابراهيم مىخواسته مراجعت كند خود جناب علاء الدوله دست او را گرفته مىبرند در مجلس و ناهار به او مىدهند . ديگر هنوز معلوم نيست كه چه قسم سوال و جواب كرده‌اند ، اين است تفصيل تا امروز ظهر ، تا بعد چه شود . مورخهء روز دوشنبه بيست و هشتم جمادى الاخرى سنه 1321 مطابق بيست و يكم سپتمبر 1903 .

از 29 جمادى الاخرى 1321 مطابق 22 سپتمبر 1903

از بابت مقدمهء جناب آقا ميرزا مجتهد بعد از آنشب كه فرستاده بود نزد جناب علاء الدوله كه موقع نماز مغرب و عشاء موزيك نزنند و جناب علاء الدوله فحش زياد به مشار اليه داده فرستاده‌هاى او را مىخواستند اخراج بلد نمايند ، ديگر نماز در مسجد نخوانده است و تمام علما و پيشنمازهاى شيراز هم بالتبع به مسجد نيامده‌اند ، در مدرسه‌ها و مساجد هم كه طلاب درس مىخواندند درس را هم موقوف داشتند . دو سه روز اين قسم بود ، جناب آقا ميرزا ابراهيم مىخواستند از شيراز به طرف خراسان بروند ، شورش و همهمهء زيادى در ميان مردم افتاده بود نزديك بود شلوغ شود ، جناب علاء الدوله جناب امام جمعه و قوام الملك و سالار السلطان را چند مجلس فرستادند نزد جناب آقا ميرزا ابراهيم و استمالت كرده از ايشان معذرت خواستند ، رفتن ايشان را موقوف داشتند و محترما ايشان را به مسجد آوردند و قدغن كردند موقع نماز مغرب و عشاء كه ايشان به مسجد مىآيند موزيك نزنند . ديگر آنكه از بابت رفتن جناب علاء الدوله با قنسول روس در بيضا به جهت تماشاى ايل قشقايى همه قسم جناب علاء الدوله تدارك رفتن خود را ديده‌اند و قرار است روز دهم شهر حال از شهر حركت كنند ، ولى از قراريكه مسموع مىشود محرمانه از طهران تلگراف كرده‌اند كه قنسول