جناب علاء الدوله كه به بيضا رفته بودند به جهت تماشاى ايل قشقايى روز شنبه هيجدهم به شهر مراجعت كردند ، از قرار مذكور در آنجا خيلى اظهار مهربانى به ضرغام الدوله ايلخانى قشقايى و بعضى از قشقايىها كردهاند ، و ليكن رفتن ايشان در قشقايى خيلى از سهم و صلابت ايشان كه اسباب انتظام بيرونها و تمام ايلات بود كاسته است و ديگر منبعد ايل قشقايى خيلى دزدى و شرارت خواهند كرد .
ديگر آنكه على پاشا خان سرهنگ قزاق محرمانه مأمور شده بود كه برود محمد حسن بيگ كشكولى را بگيرد ، دو روز قبل از رفتن جناب علاء الدوله به بيضا مشار اليه سراغ كرده بود كه محمد حسن بيگ آمده در گويم ، با چند نفر قزاق رفته بود در گويم كه محمد حسن بيگ را بگيرد .
در قلعهء گويم كه رسيده بود درب قلعه را قفل كرده بود و اظهار داشته بود كه مأمورم محمد حسن بيگ را بگيرم . عملهء محمد حسن بيگ قفل درب را شكسته چند نفر قزاق كه همراه على پاشا خان بودهاند آنها را مىزنند كه خودشان فرار مىكنند بعد خود على پاشا خان را برهنه كرده او را قدرى مىزنند و خيلى افتضاح به او مىدهند ، بعد محمد حسن بيگ و عملهاش از آنجا فرار كرده مىروند . على پاشا خان از آنجا به بيضا رفته تفصيل را به جناب علاء الدوله عرض مىكند ، ايشان چون به جهت شوؤنات خودشان كه در آنجا بودهاند اسباب خفت بوده به هيچوجه بروز اين مطلب را ندادهاند .
ديگر آنكه يك نفر غالىخر بيات از اهل شيراز به جهت خريدن غالى و غيره رفته بوده سر پوزهء كشن جلو ايل قشقايى در آنجا او را كشته و دويست تومان وجه نقد و يابوى او را با هرچه همراه او بوده بردهاند . كسان او جنازهء او را به شهر آورده به جناب علاء الدوله عارض شدند ، جناب علاء الدوله على پاشا خان سرهنگ مشار اليه را مأمور كرده با چهل پنجاه سوار قزاق به جهت تحقيق و گرفتن قاتل به قشقايى فرستادند .
مورخهء روز دوشنبه بيستم رجب المرجب سنه 1321 مطابق دوازدهم ماه اكتوبر 1903 .
جناب علاء الدوله چند نفر سوار مأمور كرده در لشنى فرستاده بودند ، يك نفر از آنها را حضرات عرب در بيرون كشتهاند . جناب علاء الدوله سخت عقب كرده قاتل را مىخواهند ولى تا به حال بدست نيامده است .
ديگر آنكه يك نفر مأمور از جناب علاء الدوله با تفنگ مىخواسته بيرون برود ، در تنگ سعدى كه يك فرسخى شيراز است او را دو نفر پيادهء بدون تفنگ برهنه كردهاند ، مراجعت كرده به جناب علاء الدوله عرض كرده ، ايشان تغير زيادى به او كرده بودند كه " تو سوارهء با تفنگ ، دو نفر پيادهء بىتفنگ تو را چرا لخت كنند ؟ " .
ديگر آنكه قاپوچى جناب علاء الدوله مست كرده درب باغ حكومتى بدمستى كرده بود ، جناب علاء الدوله مطلع شده به فراشباشى خود تغير زيادى كردند كه با وجود بودن تو درب باغ
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 720
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٧٢٠