سال 1321 وقايع اتفاقيه دار العلم شيراز
از 3 محرم 1321 مطابق 2 اپريل 1903
سيد ابو المعالى پسر كوچك مرحوم حاجى سيد على اكبر فال اسيرى چند روز است به شكايت از برادرش رفته است در تلگرافخانهء انگليس بست نشسته است ، از قراريكه بعضى اظهارات مىكند قدرى عقلش مغشوش شده است . گفتگوى او با برادرش بر سر تركهء املاك مرحوم حاجى سيد على اكبر است ، برادرش از قراريكه اظهار مىكند حرفى ندارد ، دامادهاى مرحوم سيد على اكبر مدعى مشار اليه هستند .
ديگر آنكه از قراريكه اخبار رسيده اردوى جناب آصف الدوله را سرقت كردهاند و از قراريكه مىگويند سوار و تفنگچى صولت الدوله برادر ضرغام الدولهء قشقايى بوده است و هنوز خبر درستى نرسيده است كه چه سرقت كردهاند .
ديگر آنكه از قرار تلگرافى كه جناب علاء الدوله كردهاند روز چهاردهم وارد تخت جمشيد ميشوند و روز هفدهم يا هيجدهم وارد شيراز مىشوند . مردم قدرى از اين حكومت ترس دارند تا بعد چه شود .
مورخهء روز چهارشنبه نهم محرم الحرام سنه 1321 مطابق هشتم ماه اپريل مسيحى 1903 .
جناب علاء الدوله از آباده تلگراف به ظفر السلطان نايب الحكومه و پسران قوام الملك كرده كه " الواط شيراز را حكما از شما مىخواهم ، تمام آنها را بگيريد " . اينها هم عقب كرده چند نفر لوطى را گرفته و اكبر دايى محمد را هم در حضرت شاهچراغ اول چهار تير گلوله به او زدند و بعد او را گرفته آوردند ، در انبار حكومتى حبس كرده ، چهار پنج ساعت بعد از آن محبس فوت شد .
مىخواستند بعد از فوتش سر او را بريده به جهت ايالت بفرستند ، از قرار مذكور مبلغى از مادر او گرفته و اين كار را موقوف داشتند ، بعد جنازهء او را آورده در حضرت شاه چراغ دفن كردند .
بعضى از لوطيان ديگر هم فرار كرده از شهر رفتهاند . شهر محض قتل اكبر دايى محمد و گرفتن و گريختن ساير الواط قدرى نظم گرفته ولى در بيرونها هنوز بىنظمى است و قشقايىها به عداوت يكديگر متصل دزدى و شرارت مىكنند .
ديگر آنكه جناب علاء الدوله دو روز است وارد تخت جمشيد شدهاند و امروز از آنجا حركت مىكنند . از قراريكه نوشته بودند روز جمعه هيجدهم كه پس فردا باشد وارد شهر خواهند شد .
مورخهء روز چهارشنبه شانزدهم محرم الحرام سنه 1321 مطابق پانزدهم ماه اپريل 1903 .