تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
ديگر آنكه قوام الملك از حكومت داراب و بهارلو استعفا نمود ، و نواب اشرف و الا حكومت هر دو محل را به نصير الملك واگذار فرمودند ولى ايشان قبول نكردند ، تاكنون حاكمى معين نشده . ديگر آنكه مخلوق داراب به تشنگى از قوام الملك درب خانهء افسر الدوله بست نشسته و اظهار تظلم از قوام الملك مينمايند ، از اجحافات و جرايمى كه از آنها دريافت شده . تاكنون حكمى در حق آنها ننموده‌اند . ديگر آنكه طايفهء باصرى از زيادى ماليات خود بطريق تلگراف به حضور حضرت اقدس شهريارى عارض شدند و هزار و پانصد تومان در حق آنها تخفيف مالياتى التفات شد . ديگر آنكه مخلوق كامفيروز سرحد از بابت زيادتى ماليات بحضور اقدس شهريارى عارض شدند ، دو هزار تومان در حق آنها تخفيف داده شد . ديگر آنكه رعاياى ارسنجان بابت زيادتى ماليات عارض شده‌اند به حضور حضرت اقدس شهريارى ، هفتصد تومان تخفيف به آنها التفات گرديد . ديگر آنكه مخلوق لار و سبعه بحضور اقدس شهريارى بابت زيادتى ماليات عارض شدند ، هشت هزار تومان تخفيف در حق آنان التفات شد . ديگر آنكه مخلوق فسا از بابت زيادتى ماليات بحضور مبارك حضرت اقدس شهريارى عارض شدند ، تاكنون جواب آنها نرسيده . ديگر آنكه محمد تقى خان را به حكومت كازرون و خشت و كمارج نواب و الا منصوب فرمودند . ديگر آنكه طايفهء عرب را نواب و الا واگذار به رضا قلى خان عرب فرمودند ، و سهام الدوله ملتزم نظم اين طايفه و تقويت رضا قلى خان گرديد . ديگر آنكه مخلوق و ملاك مسجد بردى كه تيول مشير الملك است در مسجد وكيل پاى صندوق عدالت بست نشسته و اظهار تظلمات چندين سالهء خود را خدمت نواب و الا عرض نمودند ، و نيز به تلگراف بحضور مبارك حضرت اقدس شهريارى اظهار تظلم كردند . در جواب عرض آنها حسب الامر حكم صريح فرمودند به نواب و الا حسام السلطنه كه احقاق آنها را از هر جهت بفرمايند . عرض آنها اين بود كه حسين آبى مشاور ميرزا محمد ميرزاى مشير الملك اجحافات بلانهايت به ماها كرده است و نيز آبهاى ملاك مسجد بردى را مشير الملك بتدريج تصاحب كرده و باغهاى ملاك بدين سبب خشك شده است . لهذا حسب الامر نواب و الا حسين آبى را كه مباشر عمل بوده است از مشير الملك خواستند . از قرار تحقيق حسين آبى را بنابر مصلحت ميرزا محمد ميرزاى مشير الملك خواستند . از قرار تحقيق حسين آبى را نواب و الا فرار كرده است . مكررا ملاك و غيره به حضور مبارك حضرت شهريارى عارض شدند . در جواب آنها حكم صادر گرديد كه سرهنگ تلگراف ميرزا محمد ميرزاى مشير الملك را در تلگرافخانه حبس نمايد تا احقاق حق همه را نواب و الا بفرمايد . لهذا سرهنگ تلگراف ميرزا محمد را دعوت به تلگرافخانه كرده و حكم پادشاهى را ابلاغ كرده ، او را نگاه ميدارد . پس از نگاه داشتن ميرزا محمد مشير الملك تمكين در تفويض اجحافاتى كه در آبهاى ملاك نموده بود كردند و سندى ممهو را خدمت نواب و الا سپردند كه از روى دفتر و ثبت قديم آب نهر اعظم تقسيم شود ، و مباشر ديگر براى آن محل حكومت نصب فرمايد . پس از اين قرارداد نواب و الا ملاك و رعايا را مطمئن ساخته ، از پاى صندوق خارج ساختند . و روز بعد خود نواب و الا