با مشير الملك و تمام ملاك و رعاياى مسجد بردى رفتند بر سر مقسم نهر اعظم و از روى تحقيق از صبح تا شام تمام جداول و قنوات را سير نمودند ، بعضى از قنوات تازه احداثى كه غصب نموده بود مشير الملك ، حكم به پركردن فرموده معمول داشتند و قرار بر اين شد كه تمام آب نهر اعظم را به روى مقسم بيندازند و از روى ثبت قديم هركس قسمت خود را ببرد . پس از قرار بر اين عمل مراتب را به حضور مبارك حضرت اقدس شهريارى عرض كردند و استدعاى مرخصى ميرزا محمد را نمودند . لهذا حكم به رخصت مشار اليه گرديد ، و از منزل سرهنگ تلگراف بعد از دو شب به منزل خود رفت . تاكنون قرار معينى در باب آبها داده نشده .
ديگر آنكه رعاياى اردكان كه تيول مشير الملك است همه به شيراز آمده و در مسجد نوبست نشستهاند و تظلم از اجحافات مشير الملك و ميرزا محمد مينمايند . عريضه به نواب و الا عرض نمودهاند كه احقاق حق آنها را نمايد . از اين سبب مشير الملك و ميرزا محمد كمال خوف را پيدا نمودهاند و بوسايل عديده هرچه آنها را ميخواهند متقاعد نمايند ، قبول نكردهاند . حتى اينكه پول به آنها دادهاند و باز قبول نكردهاند . و نيز بوسيلهء تلگراف به حضور مبارك حضرت اقدس شهريارى عارض و شاكى از ظلم مباشرين آنجا شدهاند و استدعاى اينكه اين بلوك را از مشير الملك گرفته به ديگرى بسپارند . و نيز از مسجد نو رفتهاند و در مسجد وكيل پاى صندوق عدليه بست گرفتهاند .
ديگر آنكه مشير الملك مباشرين اردكان و بعضى از ملاك آن بلوك را كه در شيراز مسكن دارند برانگيخته ، جمعيتى به تلگرافخانه رفتهاند و تلگراف خواستند از خوش سلوكى مشير الملك نمايند ، ولى هنوز تلگراف نكردهاند ، و نيز بحضور نواب و الا اظهار رضايت از مشير الملك مينمايند . اغلب اين اشخاص طرف شكايت رعاياى اردكان ميباشند كه كدخدا و مباشر از جانب مشير الملك هستند .
ديگر آنكه رعاياى شولى و قلاتى نيز در مسجد وكيل پاى صندوق به شكايت مشير الملك از اجحافات زياد بست نشستهاند ولى ظاهرا از كدخدا و مباشرين خود شاكى هستند .
ديگر آنكه حضرت اقدس شهريارى سه هزار تومان از بابت ماليات جهرم و سه هزار تومان بابت ماليات داراب و دو هزار و چهارصد تومان از بابت ماليات فسا تخفيف التفات فرمودهاند .
ديگر آنكه ايلخانى با خان بابا خان سرتيپ فوج افشار وارد گرديدند و به حضور نواب و الا مشرف شده ، حضورا نواب و الا مواخذه از بابت باقى ماليات فرمودند به ايلخانى و مقرر داشتند كه دو روزه باقى ماليات خود را بدهد . مشار اليه بعد از سه روز در منزل خاصهء افسر الدوله بست نشسته و طلب تخفيف مالياتى مينمايد ، با وجود آنكه از بابت پارساله مبالغى تخفيف مالياتى به او داده شده . نواب و الا يك نايب با ده نفر فراش قراول بر او گماشتند كه در حقيقت حبس باشد و ماليات از او بگيرند .
ديگر آنكه بر حسب حكم و رقم نواب و الا حاجى محمد حسين و حاجى ميرزا حسن رفته بودند آب بند تنگ سرخ را بيندازند روى مقسم اعلى كه بطور انصاف به همهء ملاك مسجد بردى قسمت
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 29
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٢٩