شدهاند ، از قرار مذكور گرامى خان بهارلو و كسانش كه قبل از اين طرف قوام الملك كلانتر بوده مقصرين بودهاند و به همين جهت فرارى هم شده بودند ، صديق الممالك حاكم داراب گرامى خان را فرستاده اطمينان داده به داراب آوردند ، همان روز ورود آنها به داراب جمعيت مهيا كرده آنها را دستگير كرده ، فورا گرامى خان را با دو نفر ديگر سر بريده ، سر آنها را به شهر فرستادند . چند نفر ديگر را گرفته حبس كردند .
ديگر آنكه شخص پيلهورى در صحراى قلات ميرفته ، چهار نفر دزد ميخواستند او را برهنه كنند ، فرار كرده ميرود به حضرت و الا شعاع السلطنه عرض مىكند . ايشان حكم ميكنند سوار تعاقب سارقين كرده چهار نفر سارق را مىگيرند ، آنها را حبس كردهاند . از قرار مذكور به جهت سارقين از شهر ميرغضب خواستهاند كه به قلات برود . هنوز معلوم نيست چه نسقى در حق سارقين خواهند كرد .
مورخهء چهارشنبه هفتم ربيع الثانى 1319 مطابق بيست و چهارم جولاى مسيحى 1901 .
حضرت و الا شعاع السلطنه سارقينى را كه در قلات گرفته بودند و ميرغضب از شهر خواسته بودند مير غضب به قلات رفته گوش آنها را بريده مهار كرده به شهر فرستادند . ديگر آنكه روز شنبه دهم حضرت و الا شعاع السلطنه از قلات به كوديان كه دوازده فرسخى شهر است تشريف برده سه چهار روز در كوديان بوده ديروز غروب آفتاب به شهر مراجعت كردند .
ديگر آنكه دو سه روز است هوا بشدت گرم شده كه درجهء گرما از هشتاد متجاوز است .
ديگر آنكه كارهاى حكومتى منظم است بالنسبه به سابق در شهر و بيرونها اغتشاش و شرارتى نمىشود .
مورخهء روز چهارشنبه چهاردهم شهر ربيع الثانى سنهء 1319 مطابق سى و يكم جولاى 1901 .
از بابت نوت كمپانى در يك ماه قبل گفتگويى شد كه كسى دادوستد نكند ، حال چند روز است اعلانى فتح الملك بيگلربيگى درب بازارها و غيره چسبانيدهاند ، مضمون اعلان اين است . " حسب الامر حضرت و الا شعاع السلطنه است كه به ملاحظات چند نوت كمپانى را كسى دادوستد نكند ، لهذا اعلام ميرود تا يك ماه ديگر هركس نوت كمپانى دارد ببرد پول خود را بگيرد ، پس از يك ماه نوت كمپانى در دست هركس باشد اولا نوت را پاره خواهند كرد بعد از آن به قدر همان نوت كه پاره شده صاحبش را جريمه خواهند كرد " . حاجى عبد الرحمان كمپانى هم اعلانى نوشته زير آن اعلانها چسبانيده است . مضمون اعلان كمپانى اين است كه " هركس نوت مرا دارد بياورد نقدا وجه جديد الضرب بگيرد ، اگر صراف هم بخواهد تومانى يك شاهى صرف كم كند كسى قبول نكند ، بياورد خودم به دولت صرف مىدهم " .
ديگر آنكه حضرت و الا شعاع السلطنه همين قسم در باغ ارم و رشك بهشت تشريف دارند .
هفتهاى سه چهار روز به جهت رسيدگى به كارهاى حكومتى به شهر مىآيند ، عصر مراجعت به باغ
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 645
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٦٤٥