تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 627

مساهمون:

ص٦٢٧
ديگر آنكه جناب امام جمعه با پسر خود حاجى معين الشريعه كه ميخواستند به سر املاك بروند از قراريكه شهرت دارد قوام الملك محض تقويت كار خود آدم فرستاده آنها را از خان‌زنيان مراجعت داده‌اند كه در شهر باشند . مورخهء چهارشنبه بيست و چهارم رمضان المبارك سنهء 1318 مطابق شانزدهم جنورى 1901 . ميانهء كدخداى كمارج و دالكى جنگ سختى واقع شده . كدخداى دالكى با چند نفر از طرفين مقتول و يك نفر زخمى شده است . دالكىها هم مغلوب شده ، چند نفر از آنها را با حيدر بيگ كدخداى كمارج گرفته نگاه داشته‌اند . به حكومت اطلاع دادند . حكومت هم خيال دارند فتح الملك را با سوار و سرباز بفرستند آنها را تنبيه نمايند . ديگر آنكه مستشار نظام و حشمت الممالك پسر حاجى حكيم‌باشى به جهت اينكه از ديوان مطالبهء تفاوت عمل املاك خالصهء آنها را كرده‌اند چند روز است در مسجد نو بست نشسته‌اند ولى مشكل است كارى پيشرفت آنها شود چونكه اين تفاوت عمل را از اغلب اشخاص كه ملك خالصه خريده‌اند گرفته‌اند . ديگر آنكه دو نفر طلبه از متابعان شيخ الرئيس ، يكى سيدى است سروستانى و ديگرى فاظل جهرمى معروف است ، از سابق با هم نزاع داشته‌اند . روز بيست و نهم شهر رمضان در بقعهء مباركهء حضرت شاه چراغ بعد از آنى كه شيخ الرئيس از وعظ كردن فارغ مىشود يك مرتبه بهم ميزنند ، طرفين يراقى جمع كرده بودند ، در همان بقعه نزاع سختى واقع مىشود . يك دو نفر از طرفين زخمى ميشوند ، بعد خدام حضرت شاه‌چراغ و سايرين آنها را از بقعه بيرون ميكنند . مورخهء چهارشنبه دويم شهر شوال المكرم 1318 مطابق بيست و سيم جنورى 1901 .

از 3 شوال 1318 مطابق 24 جنورى 1901

ايلات خمسه به كلى از قوام الملك برگشته‌اند . هيچ ميل ندارند كه ابوابجمع ايشان باشند . يعنى چندان اطاعتى از ايشان ندارند ، مثل اينكه مأمورى از ايشان رفته بود در ايل عرب او را كتك بسيار زده بودند و كلاه او را پاره كرده سرش گذارده ، او را روانه كرده بودند كه برو براى آقايت خبر ببر . قوام الملك هم به اين جهت امساله در رفتن به داراب و لارستان و آن صفحات مسامحه و تأمل دارد ، اين روزها هم تمارض كرده كه نقرس پايم عود كرده است و بدين جهت از منزل بيرون نمىآيد . ديگر آنكه رفتن قوام الملك به طهران كه شهرت كرده بود ، حال ديگر سر و صدايى از اين مقدمه در ميان نيست . ديگر آنكه امساله الحمد الله تابحال بارانهاى بموقع خوب آمده ، يك مرتبه هم برف آمده است و حاصل همه جا هم خوب است . حال التحرير هم باران مىآيد . ديگر آنكه كارهاى حكومتى مثل سابق مغشوش است . بواسطهء گرفتن تفاوت عمل خالصه‌جات