تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 625

مساهمون:

ص٦٢٥
چند روز بود باران دير شده بود ، ملاك همه در واهمه بودند تا اينكه الحمد الله از شب جمعه بيست و يكم الى شنبه بيست و دويم اتصالا باران خوبى آمد و اين باران خيلى نافع بود . ديگر آنكه بعضى ملاك كه در قير و كازرين خالصه‌جات ديوانى را خريده‌اند هر ساله اصل ماليات بها را ميدادند ولى فرع نمىدادند ، امساله جناب مستشار الملك ميخواهند فرع ماليات را هم از آنان دريافت نمايند و اين فرع قريب دو هزار تومان مىشود . آنها هم چند روز است آمده‌اند در مسجد نو بست نشسته‌اند ، خود ملاك قريب سى نفرى ميشوند ليكن از اطراف و غيره قريب صد نفرى اجماع ميشوند . ديگر آنكه از قرار مذكور تجار هم خيال دارند محض راهدارى كه زياد از آنها مىگيرند اجماعا بيايند در مسجد نو بست بنشينند . ديگر آنكه بعضى از ملاك قير و كازرين كه در مسجد نو بودند جناب مستشار الملك با آنها قرارى گذارده ، از مسجد نو بيرون آمدند . تا به ساير ملاك قير و كازرين چه قسم رفتار نمايند . ديگر آنكه محرمانه سركار و الا مؤيد الدوله با قوام الملك و معتضد السلطنه كه رئيس قشون شيراز است هم قسم شده‌اند كه مستشار الملك را از شيراز بيرون كنند ، اين بلواى در مسجد نو هم به تحريك آنها است . مورخهء روز چهارشنبه بيست و ششم شهر شعبان المعظم 1318 مطابق نوزدهم ديسمبر 1900 . جناب مستشار الملك روز جمعه هشتم شهر شعبان در تلگرافخانه حضورى با وكيل الدوله داشته‌اند . تلگرافا حسب الامر حكم شده كه بيست هزار تومان تفاوت عمل خالصه‌جات را از اشخاصى كه خالصه خريده‌اند حكما بگيرند . مستشار الملك هم در صدد گرفتن مىباشد ولى مشكل است پيشرفت كند . ديگر آنكه حسين خان بهارلو عقب بهادر خان ميخواسته از داراب به شهر بيايد ، قوام الملك به خيال اينكه مشار اليه مىخواهد از او شكايت نمايد سوار فرستاده است جلو او كه نگذارند به شهر بيايد ، ميان او و سواران نزاع مىشود ، آدمى از طرفين گلوله به دستش خورده . الحال حسين خان در قلعهء خودش محصور شده و سوار اطراف او را گرفته نمىگذارند از قلعه بيرون بيايد . ديگر آنكه در بهبهان چند طايفهء اهل آنجا ماليات نميدادند و شرارت ميكردند ، عطاء الدوله كه حاكم بهبهان است رفته كه آنها را تنبيه نمايد ، آنها هم با عطاء الدوله جنگ كرده‌اند . چند نفر از طرفين مقتول شده است ، از جمله مقتولين دو سه سرباز بوده‌اند ، از طهران حكم شده كه سوار و سرباز به جهت استعداد عطاء الدوله از شيراز بفرستند كه اشرار را گرفته تنبيه نمايند . ديگر آنكه كارهاى حكومتى مثل سابق مغشوش است ، نظم درستى در كار نيست . خود سركار و الا مؤيد الدوله مقروض و پريشان است كه جواهرات خود را گرو گذارده است ، از حكومت فارس فايده نبرده چونكه اختيارى به دست ايشان از بابت ماليات نيست . مورخهء چهارشنبه سيم شهر رمضان المبارك سنهء 1318 مطابق بيست و ششم ديسمبر 1900 .
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 625 | على اكبر سعيدى سيرجانى