آدم ميرزا شكر الله بنچهاى منزل داشته ، دو شب قبل آدم ميرزا شكر الله ميهمان داشته ، چند نفر گزمه ميروند درب منزل مشار اليه ، ميرزا على اكبر مىآيد درب كوچه كه گزمهها را روانه نمايد ، آدم ميرزا شكر الله هم خودش مستانه مىآيد ببيند چه خبر است ، يك مرتبه با شش لوله چند تير گلوله خالى مىكند ، بيچاره ميرزا على اكبر جلوى تير او واقع مىشود و پنج گلوله به سينهء مشار اليه مىخورد ، فورا مقتول مىشود . آدم ميرزا شكر الله هم حال پنهان شده است .
مورخهء روز جمعه سيم شهر جمادى الثانى سنه 1318 مطابق بيست و هشتم سپتمبر 1900 .
از 4 جمادى الثانى 1318 مطابق 29 سپتمبر 1900
ميانهء سركار و الا مؤيد الدوله و جناب مستشار الملك قدرى دلتنگى پيدا شده و محض اينكه مىخواهند بر ضد يكديگر رفتار كنند هيچكارى پيشرفت نمىشود و تمام امورات آنها مختل است .
ديگر آنكه حالا كه اول حركت ايلات است در بيرونها خيلى شلوغ و اغتشاش است ، متصل مال مردم را مىبرند و آدم مىكشند ، كسى هم جلوگيرى از آنها نمىكند .
ديگر آنكه بهادر خان پسر مرحوم سهراب خان قشقايى را حكومت خواستهاند ، به شهر آمده است . روزنامه به توسط چاپار انگليس روز جمعه سيم شهر حال فرستاده شده و در اين چهار پنج روز ديگر اخبار تازهاى نيست كه عرض شود .
مورخهء روز چهارشنبه هشتم شهر جمادى الثانى سنه 1318 مطابق سيم اكتوبر سنه 1900 .
از بابت باقى مرحوم ايلخانى قشقايى از سال حكومت سركار و الا ركن الدوله جناب مستشار الملك به اسعد السلطنه پسر مرحوم مشار اليه عقب كرده و خيلى سخت مطالبه كردند ، از قرار مذكور اسعد السلطنه هم رفته در منزل پسر جناب امام جمعه بست نشسته است .
ديگر آنكه شب سهشنبه چهاردهم كه شب مولود اعليحضرت همايونى بود سركار و الا مؤيد الدوله در باغ تخت جشن گرفتند و اسباب چراغان و آتشبازى و موزيك همه حاضر كرده بودند ، اشراف و اعيان و تجار شهر را هم دعوت كردند ، از تمام صاحبمنصبان تجار خارجه نيز دعوت نمودند ، به جهت اشراف و تجار و خارجهها هر يك جدا جدا چادر زده بودند . تمام مدعوين حاضر شده صرف شربت و شيرينى نموده ، دو ساعت از شب رفته مراجعت به شهر كردند ، خوب مجلس جشنى فراهم شده بود . فرداى آنشب هم سركار و الا مؤيد الدوله در باغ حكومتى سلام نشستند ، تمام اهل شهر حاضر شده و تبريك گفتند و بعد شليك توپ كردند .
مورخهء روز چهارشنبه پانزدهم شهر جمادى الثانى سنه 1318 مطابق دهم اكتوبر 1900 .
كارهاى حكومتى مثل سابق است در بيرونها هم همين قسم شلوغ و اغتشاش است . ديگر آنكه صولت الدوله ايلبيگى قشقايى به شهر آمده است . ديگر آنكه شب سهشنبه بيست و يكم قريب به صبح بناى رعد و برق شده و باران زيادى آمد ، ديروز هم تا ديشب به فاصله باران مىآمد و خيلى