تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 565

مساهمون:

ص٥٦٥
دو نفر فراش حكومتى در كوچه مست بودند ، يكى از علما آنها را گرفته حد شرعى زده و بعد از آن برده درب منزل حكومت انداخته‌اند . كارهاى حكومتى ظاهرا خيلى مغشوش است تا بعد چه شود . ديگر آنكه نصير الملك را خلعت پيشكارى دادند ، هر روزه به دفتر مىرود ولى باطنا كارها به مشورت فتح الملك و زين العابدين خان مىگذرد . ديگر آنكه پست كه از شيراز مىرفت در اكبرآباد يك فرسخى شيراز پست را سرقت مىنمايند ، جميع نوشتجات و امانات او را مىبرند . تفنگچيان سر راه عقب سارقين مىروند ، امانات و نوشتجات را پيدا مىكنند . سارقين فرار كرده‌اند . از قرار مذكور سارقين از گماشتگان عبد الله خان صولت السلطنه بوده‌اند ، و چنين مذكور است كه خود صولت السلطنه در دو فرسخى شيراز در ده امام جمعه بوده است و همان شب نصير الملك و معين الشريعه پسر امام جمعه پيش مشار اليه بوده‌اند ، به تحريك معين الشريعه صولت السلطنه سوار فرستاده پست را برهنه كرده‌اند . بر جناب نظام الملك هم اين فقره واضح شده است ، بيگلربيگى مجلسى در ملاء عام گفته است كه دزدى پست از معين الشريعه است و ثابت مىكنم كه آدمهاى مشار اليه با آدمهاى عبد الله خان معا پست را برهنه كرده‌اند . ديگر آنكه جناب نظام الملك اغلب در خلوت نشسته است ، كسى ايشان را ملاقات نمىكند خيلى كارها مغشوش است ، اجزايى كه همراه ايشان بوده‌اند اغلب خيال مراجعت دارند چونكه وضع را بد مىبينند . مورخهء روز چهارشنبه بيست و دويم شهر ذيحجه الحرام 1316 مطابق سيم ماه مى 1899 . ميانهء جناب نظام الملك و قوام الملك رنجش پيدا شده است . ديگر آنكه بهبهان و كازرون به مدير السلطنه پسر بزرگ جناب نظام الملك واگذار شده ايشان از جانب خود صفدر ميرزا را كه ملقب به عطاء السلطنه است نايب الحكومهء بهبهان قرار داده فرستادند ، آباده و اقليد به افخم الملك پسر كوچك جناب نظام الملك واگذار شده ، ايشان هم ميرزا فرج الله خان را كه اغلب مقصر دولت بود و حال همراه جناب نظام الملك به شيراز آمده نايب الحكومهء آباده قرار داده فرستاده‌اند . ديگر آنكه عبد الله خان صولت السلطنه ايل بيگى قشقايى به شيراز آمده ولى ايل قشقايى به اسماعيل خان برادر مشار اليه واگذار شده و امساله كارى به صولت السلطنه رجوع نيست . ديگر آنكه قوام الملك چند روز قبل مىرود به ملاقات جناب نظام الملك ، آدم زيادى همراه داشته محض بىاعتنايى به حكومت با همان جمعيت داخل در منزل حكومتى مىشود ، جناب نظام الملك از اين فقره خيلى اوقات تلخ مىشوند و فورا از مجلس تا قوام الملك هنوز نرسيده برمىخيزند و به خلوت مىروند و تغير زيادى به فراشباشى خود مىكنند . قوام الملك از اين مطلب مطلع مىشود ، جناب نظام الملك را ملاقات نكرده قهرا مراجعت مىنمايد . بعد از رفتن قوام الملك جناب نظام الملك ميرزا عباس خان مهندس را مىفرستند از قوام الملك ترضيه بخواهد . قوام الملك