توپ اطريشى قلعهكوبى همراه بياورد . چند نفر از پيشخدمتهاى مخصوص همايونى و چند نفر از رجال معتبر طهران همراه دارد .
ديگر آنكه حقوق قشون ساخلو فارس از جيره و مواجب قريب چهار ماه است نرسيده و تمام سرباز و سوار توپچى به صدا آمدهاند و هرچه از صدرات عظمى حكم مىشود از جايى پولى گرفته به آنها بدهند ، پولى در ميان نيست . هرچه بوده سركار و الا فرمانفرما گرفته و رفته است . حال حكم شده پنج هزار تومان قوام الملك مساعده بدهد كه به قشون بدهند تا جناب نظام الملك وارد شوند و قرارى بدهند . اين هم معلوم نيست كه قوام الملك بدهد يا ندهد .
ديگر آنكه زمينى پشت ارگ ديوانى ، جلو زنجير خانهء قديم كه مرحوم حاجى نصير الملك از ديوان خريده بود و حال كاروانسرا است و به عيال قوام الملك كه صبيهاش بود بخشيده بود ، حال زين العالدين خان برادر فتح الملك مىخواهد به زور حكومت جناب نظام الملك آنجا را تصرف نمايد و دكان بسازد . عيال قوام الملك مانع است . نزديك بود نزاع بزرگى بشود ، از طرف عيال قوام الملك تفنگچى جمع شده و از طرف زين العالدين خان سربازها را تفنگ با فشنگ داده بودند ، بعضى از علما حمايت از اين طرف و بعضى حمايت از آن طرف مىخواستند بنمايند ، بعضى از مصلحين ميانه افتاده نگذاردند نزاع شود . حال زمين را به همان حالت گذاردهاند تا قوام الملك و حكومت وارد شوند و حكم آن را بنمايند و قرارى بدهند .
مورخهء روز سهشنبه بيست و چهار شهر شوال المكرم سنه 1316 مطابق هفتم ماه مارچ سنه 1899 .
از 25 شوال 1316 مطابق 8 مارچ 1899
از قرارى كه خبر رسيده در سروستان و بعض جاهاى ديگر كر ملخ بيرون آمده است .
ديگر آنكه از اين فتحى كه دريابيگى در بندر لنگه كرده همهء اهل شيراز خوشحال هستند ، ولى پسران قوام الملك خيلى دلتنگ هستند كه چرا اين فتح به اسم ما نشد .
ديگر آنكه مشاور السلطان كه كارگزار بغداد بود و از راه بوشهر به شيراز آمده و حال چندى است در شيراز توقف دارد ، به جناب نظام الملك نوشته است كه ابواب جمعى قوام الملك را در سى هزار تومان علاوه قبول دارم . از قراريكه ميگويند به جهت اينكه سبعه را جناب امين الملك خريده و از ابواب جمعى قوام الملك موضوع خواهد شد مشكل است قوام الملك لار را هم قبول نمايد ، ولى اينها هم بسته به آمدن حكومت است ، بنقد كه جميع كارهاى فارس مغشوش است .
ديگر آنكه دو سه روز است هوا را خيلى سرد كرده شب سهشنبه دويم شهر ذيقعده برف سختى آمد ، مردم خيلى تعجب دارند چونكه هم هوا خوب شده و هم تا به حال كسى خاطر ندارد پنج شش روز به عيد نوروز مانده در شيراز برف آمده باشد .
ديگر آنكه شخصى حسين نام مشهور به بىدندان كه يكى از الواط شيراز بود و متصل در شهر هرزگى و شرارت مىكرد ، چندين فقره هم حكومت مىخواست او را بگيرد ، از شيراز فرار كرده مىرفت ، بعد از چندى مىآمد ، شب هنگام مست كرده در كوچه هرزگى مىكرد ، صبح كشته او را