تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 559

مساهمون:

ص٥٥٩
شب رمضان در كوچه عبور مىكرده ، الواط ريخته‌اند روى مشار اليه با قمه به صورتش زده كه صورت او چهار بخيه خورده است ، عمامه و عباى او را هم برده‌اند . بعد از چند روز ديگر معلوم شد كه بتحريك بيگلربيگى بوده و اشخاصى كه بانى اين كار بوده‌اند خود حاجى غول شناخته است . حضرت اشرف صدر اعظم سخت عقب اين كار كرده و مقصرين را خواسته‌اند ، ولى مشكل است كه بيگلربيگى مقصرين را به دست بدهد . ديگر آنكه يك دسته مطرب اصفهانى تازه وارد شيراز شده بودند ، همان روز ورود به حمام وكيل مىروند ، جناب حاجى سيد على اكبر پيشنماز خبر شده مىرود سر حمام ، حكم مىكند تمام زلفهاى رقاص آنها را مىتراشند . ديگر آنكه پنج شش وقر شراب از مال بهجت الملك در روز رمضان به دوش يهودى داده كه ببرند در كاروانسراى روغنى در حجرهء رستم گبر بگذارند . حاجى سيد على اكبر خبر مىشود ، چند نفر سيد مىفرستد تمام آنها را مىشكنند . ديگر آنكه شخص شاگرد شماعى به پسرهء شاگرد سفيدگرى كه هم دكان بودند يك سيلى مىزند ، بفاصلهء پنج شش ساعت بعد فوت مىشود . حال شاگرد شماعى را گرفته حبس كرده‌اند . ديگر آنكه شخصى دو نفر طفل يكى چهار ساله و ديگر شش ساله داشته ، از تاب استيصال آنها را برده از خانه بيرون و ترياك داخل حلوا كرده به آن بيچاره‌ها داده ، شب هنگام فوت شده‌اند . ديگر آنكه بهجت الملك با بعض اجزاى سركار و الا فرمانفرما روز ششم شهر حال از شيراز به سمت طهران حركت كرده بعض اجزاى ديگر هم مثل عماد نظام و مجير الملك چند روز بعد حركت كردند . ديگر آنكه ميانهء فتح الملك و بيگلربيگى خيلى بد است ، هر كارى را كه فتح الملك مىخواهد بگذارند بيگلربيگى نمىگذارد و كذالك مردم هم در تكليف خود حيرانند ، و بيگلربيگى هم متصل درصدد اغتشاش شهر است كه هر روز صدايى بلند شود . خود مردمان شيراز حالتى ندارند و الا اغتشاش كلى مىشد . ديگر آنكه ميرزا حسين خان معتمد ديوان با احمد آقاى تاجر مشكويى رعيت روس بر سر قيمت پوست بره گفتگوى سختى كردند ، معتمد ديوان او را قدرى شفاها بىاحترام مىكند ، احمد آقا هم به طهران شكايت به سفارت روس مىكند ، از آنجا حكم صدرات عظمى شد كه معتمد ديوان را تنبيه نمايند ، ولى قبل از رسيدن اين حكم بعضى از تجار ميانهء معتمد ديوان و احمد آقا را صلح داده بودند كه احمد آقا رضايت حاصل كرد . ديگر آنكه از قراريكه جناب نظام الملك حاكم فارس تلگراف كرده بود روز پانزدهم شهرحال از طهران نقل مكان كرده است و عنقريب حركت خواهند كرد ، از قرارى كه مىگويند جمعيت زيادى همراه دارد ، از آن جمله چهل سوار قزاق كه در ادارهء سرتيپ روسى است با فوج كزاز كه عوض فوج مخصوص است با يكصد و پنجاه سوار ديوانى همراه دارد و حكم شده از اصفهان سه عراده
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 559 | على اكبر سعيدى سيرجانى