قرار مذكور دو فوج و پانصد سوار و پنج عراده توپ به همراه خواهند آورد .
ديگر آنكه معتمد السلطنه خيلى بىاحترامى نسبت به سركار و الا ركن الدوله مىكند .
ديگر آنكه مجلسى كه از علما و خوانين و شاهزادگان و تجار و ملاك منعقد شده و مجلس محترم اسم آن را گذاردهاند و سرهء اين مجلس امام جمعه و پسران او مىباشند و در باطن معتمد السلطنه و قوام الملك هم همراهى داشتند ، حال كمكم خيالات اين مجلس بالا گرفته است .
عنوان مجلس در حقيقت جمهورى است و اسباب وهن سلطنت است ، اگر دولت جلوگيرى از اينها نكند و اغلبى كه محرك اين مجلس هستند كه عمدهء آنها امام جمعه و پسران مشار اليه مىباشند باعث فسادهاى كلى و فتنههاى شرانگيز خواهد شد ، چونكه تمام اراذل و اوباش و اشرار و هركس مال مردمخور و مال ديوانخور است ، دور اينها جمع شدهاند منتظر شورش و بلوا هستند . مثل اينكه معتمد السلطنه كه محرك اين مجلس بوده بواسطهء معزول كردن سركار و الا ركن الدوله حال ديگر اعتنايى به خود او هم ندارند و ابدا نمىتواند اظهار ماليات خواستن به آنها بكند كه شورش مىكنند ، خيال كارهاى بزرگ دارند .
ديگر آنكه پول سياه از هشتاد شاهى يك قران حال به سى شاهى يك قران رسيده ، چهل شاهى هم دادوستد مىشود . اختيار پول سياه به دست كسبه و اهل بازار است هر روز به هر نرخى كه مىخواهند رواج مىدهند چونكه حكومتى نيست و مؤاخذهاى هم در كار نيست ، قوام الملك هم از ترس نمىتواند حرفى بزند كه مبادا اهل شهر بر سر او شورش كنند . بانك شاهنشاهى شيراز پول سياه را سى شاهى يك قران برمىدارد و به همين قسم هم مىدهد ، حال دو سه روز است كه به همين نرخ رواج مىباشد و رسمانه به قوام الملك اطلاع داده كه من نه زيادتر از اين برمىدارم و نه زياده از اين مىدهم . از اطراف پول سياه زيادى به بانك مىآورند و بانك هم برمىدارد ، از اين جهت حال پول سياه رواجى دارد تا بعد چه شود .
ديگر آنكه سركار و الا ركن الدوله خيال دارند تا هفتم ربيع الاول نقل مكان در بيرون شهر نمايند .
ديگر آنكه معتمد السلطنه خلعتپوشان گرفت ، خلعتى كه از جانب اعليحضرت همايونى به جهت معزى اليه به توسط حامل خلعت سركار و الا ركن الدوله آورده بودند خلعت خود را پوشيد و حامل خلعت اين دو روزه مراجعت به طهران خواهد كرد .
ديگر آنكه اهل بازار و كسبه مبالغ معتدى از گماشتگان سركار و الا ركن الدوله طلبكارند و مشكل است چيزى عايد آنها شود . سواى نواب عين الملك ، اميرزادگان ديگر كه پنج نفر مىباشند قريب شش هفت هزار تومان به مردم بدهكارند و يك پول هم ندارند و سركار و الا ركن الدوله چيزى به طلبكاران ايشان نخواهند داد .
ديگر آنكه اهل مجلس محترم در خيال هستند كه معتمد السلطنه را هم معزول كنند چونكه بناى بد رفتارى را گذارده است ، به همين زودى تمام مردم از معتمد السلطنه رنجيدهاند بواسطهء اينكه خيلى نخوت و تكبر به خرج مردم مىدهد و بدسلوكى مينمايد .
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 510
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٥١٠