پس ندادهاند و به زور چماق نوشتهء قطع دعوى گرفتهاند ، ايل قشقايى همچنين است بلكه بدتر . در حقيقت حكومت خيلى بىعرضه است ، كسى اعتنايى به حكم ايشان ندارد .
ديگر آنكه تلگراف سختى از جانب اعليحضرت همايونى به مبشر السلطنه رئيس تلگرافخانه فارس شده كه " چرا عرض تلگرافى رعايا را نمىكنيد كه بايد عرض حال آنها به توسط تلگرافخانهء انگليس برسد ، اگر من بعد شكايتى از رعايا برسد حكم مىشود كه سرت را مثل سر سگ ببرند " .
ديگر آنكه ميرزا محمد على خان پسر قوام الملك كه در ايل عرب چند روز است به شيراز آمده ، در آن صفحات چندان اغتشاشى نيست ، اموالى كه از دهات كرمان برده بودند هرچه توانسته گرفته مسترد كردند .
ديگر آنكه علما بواسطهء اينكه سربازان فوج انتصار الملك زنى را در پشت باغ نو به زور كشيدند كه ببرند منزل خودشان ، يك روز و يك شب در مسجد نو بست بودند . بعد كه حكومت حكم مىكند چند نفر از سربازان فوج مشار اليه را چوب زيادى مىزنند ، آنوقت علما از مسجد بيرون مىآيند ولى خيلى اغتشاش برپا گرديد به حدى كه نزديك بود دكاكين را ببندند ، باز هم خود علما نگذاردند .
ديگر آنكه تلگرافى از جانب صدرات عظمى به جهت حضرات تجار و ملاك كه در مسجد نو بست بودند ، رسيد به اين عنوان كه " اعليحضرت همايونى فرمودهاند كه شماها از مسجد بيرون بياييد ، ما همه قسم مرحمت در حق شماها خواهيم فرمود و تلافى ضرر و خسارتى كه به شماها وارد آمده خواهيم نمود " ، صورت تلگراف لفا فرستاده شده است . و نيز تلگرافى به مبشر السلطنه رئيس تلگرافخانه فارس شده كه " تو با قوام الملك و جناب معتمد السلطنه وزير برويد و حضرات را از مسجد بيرون بياوريد " . ايشان هم آمدند روز جمعه بيست و هفتم محرم تجار و ملاك را با كمال مهربانى از مسجد بيرون آوردند .
ديگر آنكه حكومت قرار گذاردند با تجار و ملاك تا سه ماه ماليات از آنها مطالبه نشود ، بعد از سه ماه مطالبه شود ، ولى به اين قرارداد مشكل است رفتار نمايند .
ديگر آنكه ده هزار تومان نقد و چهار هزار خروار گندم كه قرار بود تخفيف بدهند ، سه هزار خروار و شش هزار تومان آن قبول شده ، چهار هزار تومان نقد و يك هزار خروار گندم ديگر هنوز معلوم نيست كه تخفيف بدهند . تجار و ملاك محض تلگراف اعليحضرت همايونى و حضرت اشرف صدر اعظم از بست بيرون آمدند و منتظر مراحم ملوكانه هستند . بعضى مىگويند كه اين اظهار التفات محض پراكنده شدن جمعيت است ، مشكل مرحمتى در حق آنها بشود .
ديگر آنكه خلعتى از جانب اعليحضرت همايونى به جهت سركار و الا ركن الدوله فرستاده شده در راه است ولى ميانهء اهل فارس با سركار و الا ركن الدوله مشكل است ديگر التيام پذيرد چونكه تمام تجار و ملاك كه در بست رفته بودند از جان و مال خود اطمينان ندارند و در صدد اسبابچينى به جهت آنها هستند .
ديگر آنكه ميانهء سركار و الا ركن الدوله با جناب معتمد السلطنه وزير باطنا خوب نيست ،
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 508
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٥٠٨