تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
ديگر آنكه پنجاه نفر سوارهء قزاق بحمايت ريحان خان از شيراز فرستادند . ديگر آنكه سه روز سركار و الا ركن الدوله در تلگرافخانه حاضر گرديدند ، قريب يكصد و بيست و دو سه هزار تومان از بابت مواجب خوارگان پارساله و امساله از ايشان مطالبهء سخت ميكردند ، هرچه ميكردند مهلت داده شود قبول نميشد تا عاقبت شصت هزار تومان مستشار الملك ضامن و متعهد شده كه دو ماهه بپردازد و ما بقى را ضمانت به بانك دادند و بانك شيراز حواله به بانك طهران داده كه وجه را به مدت معين بپردازند . كارهاى حكومت از هر جهت مغشوش است ، ملاك بواسطهء ملخ‌خوارگى هيچ پول ندارند و حكومت هم عقب كرده ماليات ميخواهد ، كار هم بر حكومت و هم بر ملاك سخت شده . ديگر آنكه از جانب اعليحضرت همايونى شمشير مرصعى به جهت جناب قوام الملك از طهران آورده‌اند ، اين دو روزه به بوشهر خواهند آورد . ديگر آنكه جناب شيخ الاسلام كه حال قريب دو سال بود كه از شيراز بطور قهر رفته بودند به طهران مراجعت كرده در اين دو سه روزه از طهران وارد شيراز شدند . ديگر آنكه عبد الله خان پسر داراب خان و امام قلى خان پسر قباد خان و بهادر خان پسر سهراب خان خوانين قشقايى با دويست نفر ديگر از دست حاجى نصر الله خان ايلخانى قشقايى كه املاك موروثى اجداد آنها را برده است به تظلم در تلگرافخانه آمده بست نشسته‌اند و تلگراف تظلم حضور اعليحضرت همايونى و حضرت اشرف صدر اعظم نموده‌اند ، ولى سه چهار روز است كه تلگراف كرده‌اند جوابى به جهت آنها نيامده است ، ولى محرك آنها سركار و الا ركن الدوله و امام جمعه هستند كه ميل دارند به حاجى نصر الله خان اذيت برسانند . ديگر آنكه چند روز است كه هواى شيراز خيلى گرم شده است ، با اين حال آب زير زمينىها تفاوت نكرده اغلبى از خانه‌هاى خراب را خرابتر كرده . ديگر آنكه كارهاى حكومتى تماما از روى بىنظمى است ، عمل شهر كه به كلى قاعدهء درستى ندارد ، هر اجناس را كسبه به هر نرخى ميخواهند ميفروشند ، مؤاخذه و سياستى در كار نيست ، هيچ واهمه و ترسى از اين حكومت ندارند ، چونكه هركسى خلافى كند يا هر جنسى را بخواهد گران بفروشد ده بيست تومان به فراشباشى كه الحال بيگلربيگى شهر است ميدهد ديگر هر قسم بخواهد حركت مىكند . ديگر آنكه امام قلى خان و عبد الله خان قشقايى همين قسم در تلگرافخانه بست هستند ، هر چه تلگراف ميكنند جواب آنها را نمىدهند . ديگر آنكه فداق كه يكى از بلوكات لارستان است صدر الملك كه اهل بيرم است از دولت تيول كرده هرچه ميخواهند آنجا را تصرف كنند پسران فتحعليخان لارى مانع هستند ، از ديوان سوار و سرباز رفته است ابدا اعتنايى نكرده‌اند ، چند نفر هم از طرفين كشته شده . صريح جواب مىدهند كه تا جان داريم نمىگذاريم اين بلوك را صدر الملك تصرف كند . حكومت خيال دارند منصور نظام را با سيصد سوار بفرستند كه از آنها بگيرند ، ولى مشكل است . از قراريكه مىگويند يكى از پسران فتحعلى خان با پانصد سوار تفنگچى كه تمام تفنگ مارتين دارند در قلعهء فداق
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 484 | على اكبر سعيدى سيرجانى