تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 483

مساهمون:

ص٤٨٣
ما نبرده بوديم . آن يهوديها در منزل داروغه حبس هستند و سارقين در محبس ديوانى حبس هستند . ديگر آنكه دو سه نفر از الواط با يك پسره به سن سيزده چهارده سال به گردش رفته بودند تفنگى هم همراه داشتند ، يكى از الواطها خواسته شوخى با آن پسره بكند كه آن پسره تفنگ به روى او خالى مىكند و فورا كشته مىشود . پسره را گرفته آورده‌اند در حبس حكومت است . ديگر آنكه از قراريكه مذكور شد ريحان خان بهارلو و ميرمحمد شريف خان عرب و برادران ريحان خان كه به گرفتن حسين خان بهارلو رفته بودند حسين خان با پنجاه سوار ميريزد روى آنها شكستى به آنها داده ولى معلوم نيست كسى كشته شده باشد . حكومت از رفتن قوام الملك به بوشهر خيلى پشيمان است ، احتمال كلى ميرود كه امساله هم اغتشاش كلى بشود . مورخهء روز شنبه بيست و دويم ماه ذيقعده سنهء 1312 مطابق هيجدهم ماه مى سنه 1895 .

از 23 ذيقعده 1312 مطابق 19 مى 1895

از قرار تحقيق نزاعى كه ميانه حسين خان بهارلو و ريحان خان بهارلو و ميرمحمد شريف عرب افتاده است از طرفين قريب ده نفرى كشته و زخمى شده است ، از طرف ريحان خان و ميرمحمد شريف امير قلى برادر رضا خان عرب كشته شده و مختار برادر ريحان خان زخمى است با يك دو نفر ديگر ، و از طرف حسين خان چهار پنج نفر كشته و زخمى شده‌اند . حسين خان فرار كرده به طرف سيرجان كرمان رفته است و از آنجا تلگراف خدمت حضرت اشرف صدر اعظم كرده و ايشان به نواب و الا ركن الدوله تلگراف كرده‌اند كه حسين خان را اطمينان داده مراجعت دهند . سركار و الا ركن الدوله هم تلگراف اطمينان به سيرجان كرده‌اند . ديگر آنكه چند روز است كه ملخ شدت كرده تمام اطراف دور شهر را گرفته و مشغول خوردن حاصل است ، هرچه گندم زرع شده و حصاد نكرده‌اند در آنها ريخته و جو و هرچه بود حصاد كرده‌اند در صيفى و فاليز كه تازه سبز شده زياد است و تمام را خراب خواهد كرد . ديگر آنكه كارهاى حكومتى خيلى بىنظم است هركس هر قسم بخواهد حركت مىكند ، پرس و سوالى در كار نيست . ديگر آنكه خانه‌هاى مردم كه آب بالا داده همين قسم است ، هيچكس اقدامى نكرده و اين آب بالا دادن بواسطهء پر شدن خندق شهر است و تا به حال نه حكومت و نه غيره اقدامى در راهى كردن آب خندق نكرده‌اند ، دو سه محله را آب گرفته و خانه‌ها متصل خراب ميشوند . همه قسم آفت و بلا در فارس هست . ديگر آنكه فوج خلج كه در چندى قبل شورش كردند باز دو سه روز قبل شورش به سركردهء خود جمشيد خان ميرپنج نمودند ، خواستند شب هنگام بريزند در خانهء او و او را بكشند ، مطلع مىشود ، جمعى از خاصان خودش را برداشته ميريزند در سربازخانه اشرار فوج را گرفته تنبيه و سياست ميكنند ، همان روز چندين نفر از همان فوج را نواب عين الملك كه رئيس قشون فارس است ميگيرد تنبيه سخت مىكند ، اشرار آرام گرفته‌اند .
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 483 | على اكبر سعيدى سيرجانى