بسم الله الرحمن الرحيم
صورت ثبت روزنامجات وقايع اتفاقيه ايام دار العلم شيراز
از تاريخ غره ماه محرم سنه 1291
از قراريكه مسموع گرديده تيرهاى از طايفهء عرب و بهارلو در نزديكى خاك بندرعباس سكنى گرفته و قريب چهارصد سوار متفق به تاختوتاز مضافات بندرعباس مشغولند ، از جمله يك ده معتبرى را چاپيدهاند و چند نفرى هم در بين دعوا كشته شده است . اهل شهر بندرعباس مضطرب الحال مىباشند كه اين بىاعتدالى به دستاندازى شهر بندر نكشد . گويا جناب اشرف وزير امور خارجهء ايران اين حركات و بىاعتدالى را به جناب ظهير الدوله تلگراف كرده بودند ، معلوم نشد چه جواب فرمودند ، ولى اقدامى در رفع اين حركات اشرار عرب و بهارلو هم شنيده و ديده نشد بنمايند .
ديگر آنكه از قرار مسموع كه به حقيقت است چند ده را در خفر طايفهء ايكدر و زنگنه و شولى و عرب كطى و عرب بنى عبد اللهى كه رئيس آنها الله مراد است ، چاپيدهاند كه بعضى از آن دهكدهها لم يزرع مانده است و هيچكس اين چاپيدگى را به عرض حكومت نرسانيد ، چونكه بىفائده و بىنتيجه مىشود .
ديگر آنكه حاجى ميرزا حسين نايب فسا قريب پنج هزار تومان باقى ماليات دارد كه از قرار مسموع تمام ماليات را از اربابدار فسا گرفته است ولى به ديوانيان نداده ، چون مطالبه از او مىكنند جواب مىدهد نزد رعيت است . و تقويت از حكومت خواسته بود كه تعليقهاى به سيف السلطنه بنويسند هر وقت لازم الحمايه باشد حاجى ميرزا حسين را تقويت كند . حاجى ميرزا حسين هم بواسطهء عناد شخصى كه به اهل فدشكو كه ده معتبر است در فسا داشته از سيف السلطنه امداد مىطلبد كه از جهرم سرباز به حمايت مشار اليه بفرستد ، سيف السلطنه هم دويست نفر سرباز مىفرستد و حاجى ميرزا حسين به زور سرباز و آدمهاى خودش فدشكو را ميچاپد . از قراريكه مذكور مىشود زنهاى آن ده را داغ كردهاند كه اگر اندوختهاى داشته بودند بدهند . تمام اموال آنها را سرباز و غيره و خود حاجى ميرزا حسين مىچاپند . مخلوق آن ده فرار مىكنند و به دهات ديگر متفرق مىشوند .
عريضهاى خدمت جناب مشير الملك عرض كرده بودند و اظهار تظلم نموده بودند . مشير الملك هم از اين فقره بسيار اوقات تلخ شدند ، محصلى فرستادند كه اموال مخلوق فدشكو را بلكه پسگرفته به صاحبانش مسترد سازند . اما بسيار مشكل است از دست سرباز و غيره چيزى پسگرفته شود ،