ديگر آنكه نواب مستطاب و الا معتمد الدوله هنوز از دلگشا مراجعت نفرمودهاند . از قرار مذكور يوم دوشنبه هفدهم به جهت سلام عيد مولود به شهر تشريف خواهند آورد و بعد خيال دارند بروند به سبزپوشان . چنين كه معلوم مىشود از ترس اينكه مبادا ناخوشى و با در شهر باشد به دلگشا رفتهاند و اين طرف و آن طرف ميروند .
ديگر آنكه شب دوشنبه هفدهم نواب مستطاب و الا معتمد الدوله از دلگشا به شهر تشريف آوردند و روز عيد سلام نشستند .
ديگر آنكه در شهر صفر در كاروانسراى چنار راهدار يك وقر از قماش از مال عاليجاهان كرى پال كمپنى از ديوار كاروانسرا بالا مىكشند و مىبرند ، اين چند روزه قدرى از آن قماش را در بار كاه مىگذارند و به شهر مىآورند . در راه كه مىآمدند يكى از فراشهاى قوام الملك مىفهمد ، آنها را مىگيرد با باركاه به حضور حكومت ميبرد . حكومت آنها را چوب زيادى زدند و حبس نمودند و قماش را به وكيل عاليجاهان كرى پال كمپنى مسترد كردند .
ديگر آنكه يك نفر زن فرانسه از سلسلهء شاهزادگان فرانسه با سى چهل نفر نوكر به عزم سياحت وارد شيراز گرديد . نواب مستطاب و الا معتمد الدوله شصت هفتاد نفر سوار با يدك به استقبال او فرستادند و در باغ جهاننما او را منزل دادند .
ديگر آنكه ديشب شب شنبه بيست و دويم بود نواب مستطاب و الا معتمد الدوله در باغ رحمتآباد ميهمان جناب امام جمعه بودند ، خيال دارند اين دو روزه به سبزپوشان بروند .
ديگر آنكه قوام الملك مرخصى از نواب مستطاب و الا معتمد الدوله گرفته و به قوامآباد رفته و مراجعت نمودند .
ديگر آنكه عاليجاه ميجر بروس كه از دولت مأمور خريدن قاطر است چند روز است وارد گرديده و مشغول خريدن قاطر است ولى قاطرهايى كه منظور اوست بدست نيامده ، اين دو سه روزه به اصفهان خواهد رفت .
ديگر آنكه يكنفر زن فرانسه از سلسلهء شاهزادگان فرانسه كه به عزم سياحت به شيراز آمده بود در تكايا و شهر همه جا گردش نمود و چهار روز است روانه شده .
ديگر آنكه نواب مستطاب و الا معتمد الدوله به سبزپوشان تشريف بردند و مراجعت فرمودند .
ديگر آنكه از قرار مذكور ايلخانى قشقايى در خانهء خودش دو سه ظرف اشرفى فتحعلى شاهى و با جغلى پيدا كرده است كه مىشود به قدر صد هزار تومان . قبل از پول پيدا كردن خيلى پريشان و دست تنگ بود .
ديگر آنكه به واسطهء نيامدن باران هوا قدرى سميت پيدا كرده و اجناس هم روزبهروز در ترقى است .
ديگر آنكه حاجى فضلعليخان همشيرهزادهء جناب صاحب ديوان مصروع شده كه شب و روز چندين آدم موكل اوست كه از اطاق و خانه بيرون نيايد .
ديگر آنكه ميجر بروس با مستر ميور با هم رفتند به طرف اصفهان چون پاى ميجر بروس درد
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 348
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٣٤٨