تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
ديگر آنكه دو سه روزى نواب مستطاب و الا معتمد الدوله حالشان به هم خورده ، جزيى كسالتى داشتند ، بهتر شده‌اند و هنوز در دلگشا هستند . ديگر آنكه از قراريكه از طهران نوشته‌اند بارندگى زياد در آنجا شده است ، خيلى خانه‌ها خراب شده و جمعى زير انبوه رفته‌اند . ديگر آنكه بعضى از ضباط ماليات خود را پرداخته و مراجعت كرده‌اند . ديگر آنكه حاكم سروستان اجحاف و تعدى زياد به رعاياى سروستان كرده بود ، جمعيتى آمدند سر توپخانه بست نشستند كه حكومت به عرض آنها رسيدگى نمايد ، پس از معلوم شدن بر حكومت كه اينها مظلوم واقع شده‌اند نايب و مباشر سروستان را ( احضار كرده ) و مشغول به رسيدگى آنها هستند . ديگر آنكه پسرى به سن هفده سال تفنگى را در دست داشته ، غفلتا تفنگ در ميرود و به ران سيد عطارى مىخورد فورا ميميرد . برادر و اقوام سيد مقتول به حكومت عارض شدند و آن پسره را هم گرفته بردند . حكومت حكم كرد چون اين قتل به خطا بوده نمىشود قاتل را كشت . او را حبس كردند تا اينكه خون بست نمايند . ديگر آنكه از طهران بيست و پنجهزار تومان مساعده از بابت سال نو از نواب مستطاب و الا معتمد الدوله خواسته‌اند ، ايشان هم در كار پرداختن هستند . از اين قرار معلوم مىشود كه حكومت سال نو هم با ايشان باشد . ديگر آنكه مقرب الخاقان حاجى عبد الحسين خان سرتيپ توپخانه را با يكصد و پنجاه نفر توپچى ابو الويردى را به طهران خواسته‌اند ، در تدارك رفتن هستند . ديگر آنكه چند نفر از اشرار و يك دو نفر از آدمهاى بيگلربيگى با چند نفر توپچى نزاع مىكنند ، يكنفر توپچى را چند زخم با قمه مىزنند كه حالت نزاع است . حكومت اشرار را خواسته‌اند تمام در سيد حاجى غريب بست نشسته‌اند و فراشان بيگلربيگى دور آنها نشسته‌اند كه فرار نكنند . ديگر آنكه فيلى كه از جانب راجهء هندوستان به جهت اعليحضرت همايونى فرستاده بودند وارد شيراز شد و در بيرون شهر در كاروانسراى هفت تن منزل داده‌اند كه چند روزى از خستگى راه آرام بگيرد و قدرى سرما تخفيف كند او را به طهران ببرند . ديگر آنكه از قراريكه از داراب خبر رسيده قوام الملك حسين خان كلانتر طايفهء بهارلو با برادرانش و بستگانش و پسرهاى فضلعلى و باقر خان كلانتر طايفهء بلاغى را بواسطهء شركتى كه داشته‌اند گرفته زنجير نموده است ، ريحان پسر نصر الله خان بهارلو را ريحان خان كرده و طايفهء بهارلو را به او سپرده است و كلانتر نموده . عباس قليخان بلاغى را كلانتر كرده است ، پسر حاجى ملا صادق مجتهد داراب كه محرك شرارت ( است ) او را هم گرفته در حبس احترام است . مورخهء روز شنبه سيم شهر جمادى الثانيه 1307 مطابق بيست و پنجم ماه جنورى مسيحى 1890 .

از 4 جمادى الثانيه 1307 مطابق 26 جنورى 1890

مير غضب حكومتى رفته بود تماشاى فيل ، يكى از فيل‌بانان به مشار اليه فحش ميدهد ، او يك
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 351 | على اكبر سعيدى سيرجانى