آنها را شناخته بودند . بعد از تحقيق معلوم شد كه رحيم خان پسر يوسف خان توللى پسر عموى رستم خان پسر فريدون خان توللى است كه الحال نوكر حضرت و الا ظل السلطان است ، حال يك ماه است از اصفهان به شيراز آمده و الان از عملهء الله قلى خان پسر على قلى خان قشقايى است و عيالش هم در اصفهان است . حال حكومت شيراز در صدد گرفتن آنهاست و خيلى هم در گرفتن آنها اصرار دارد چونكه اسباب اغتشاش و بدنامى حكومت است ، الله قلى خان پسر على قلى خان قشقايى به شيراز بود حكومت او را گرفتند و نگاه داشته تا آنكه مقصرين را به شيراز حاضر نموده بعد مرخص شود .
ديگر آنكه طايفهء عرب كه در بوانات و قنقرى هستند بسيار اغتشاش و دزدى كرده و مىكنند .
خانهء غلام تلگراف را در دهبيد بريدهاند عربهاى بحرينى كه از مشهد مىآمدند در سامان مشهد مرغاب برهنه كردهاند ، برادر تاج الذاكرين واعظ كه الحال در شيراز است برهنه كردهاند . مأمور از جانب نواب مستطاب و الا معتمد الدوله رفته است كه سارقين و تنخواه را گرفته بياورد ولى به حمايت قوام الملك مشكل است كارى پيشرفت كند . آن صفحات خيلى مغشوش است از دست عرب .
ديگر آنكه دو نفر از طايفهء ابو الويردى كه يكى داماد حاجى عبد الله ابو الويردى و ديگرى داماد همشيرهء حاجى عبد الله بودند با يكديگر نزاعى داشته بودند . شب قبل از عاشورا در خانه حاجى عبد الله ، داماد حاجى عبد الله ، داماد همشيره حاجى عبد الله را به گلوله مىزند كه فورا فوت مىشود و مىگريزد مىرود در مسجد نو بست مىنشيند و از قرار مذكور خود قاتل اظهار داشته كه مقتول راهى به عيال من داشته بدين جهت او را مقتول ساختم . حكومت حاجى عبد الله را گرفته و حبس نمودهاند بواسطهء ايام عاشورا حكمى دربارهء حاجى عبد الله و قاتل نشده ، جناب امام جمعه قاتل را به ملايمت كه در نزد حكومت توسط مىنمايم از بست بيرون آورده و در نزد حكومت فرستاد ، حكومت هم او را حبس نمودند و دويست و پنجاه تومانى حكومت و اتباع حكومت از حاجى عبد الله گرفتند و او را مرخص كردند ، هنوز دربارهء قاتل حكمى نشده .
ديگر آنكه در چند شب قبل در ده بيد از طايفهء عرب رفته بودند در خانهء غلام تلگراف ، بعضى اسباب سرقت كرده بودند . از حكومت حكم شد كه از آنها بگيرند ، قيمت تنخواه به قدر نه تومان مىشد ، محصل قوام الملك رفت از آنها گرفت و به تلگرافخانه انگليس داد . بعد از چند ساعت به قدر دويست سيصد نفر عرب ريختند دور عمارت تلگرافخانه كه پول را پس بگيرند ، بعضى بىاحتراميها كردند . از آنجا تلگرافا اطلاع دادند . به حكومت اظهار شد ، حكومت هم قوام الملك را خواستند خيلى تغير فرمودند و قرار شد آن دو سه نفرى كه بىاحترامى كردند بياورند به شيراز تنبيه شود .
ديگر آنكه هنوز از بابت فقرهء كازرون و مقصرين خبرى نشده است .
ديگر آنكه دندانسازى كه به شيراز آمده پيش طاب پنج لوله خود را مىفرستد دكان آبنوس ارمنى كه فشنگ براى او بخرد در آن پيش طاب يك دانه فشنگ بوده ، پسر آبنوس پيش طاب را ميگيرد كه نگاه كند يك مرتبه پيش طاب در ميرود گلوله مىخورد به پشت آبنوس ، حال پنج روز است كه بسيار بد حال افتاده است ، خيلى خطر دارد ، احتمال دارد از اين زخم بميرد يا فالج شود .
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 344
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٣٤٤