ولى ديگر نزاعى نيست .
ديگر آنكه هنوز سركار و الا احتشام الدوله از تخت جمشيد مراجعت نكردهاند ، قرار است روز يكشنبه يا دوشنبه هفتم وارد شوند . ديگر آنكه از قرار مذكور رفتن حضرت و الا ظل السلطان در ركاب اعليحضرت همايونى به فرنگستان موقوف شده . ديگر آنكه دو سه شب هوا را زياد سرد كرد ، بيشتر باغستان را سم زده است .
ديگر آنكه سركار مستطاب و الا احتشام الدوله روز يكشنبه ششم از تخت جمشيد وارد شيراز شدند . در همان روز تلگراف از جانب اعليحضرت همايونى رسيد كه مورد التفات و مرحمت بود و لقب معتمد الدوله را به ايشان و لقب ايشان را به برادر ايشان و لقب برادر ايشان كه احتشام الملكى باشد به اميرزاده پسر ايشان مرحمت شد . همان دستخط را در مسجد وكيل جناب امام جمعه در منبر قرائت كردند .
ديگر آنكه ملخ زياد در سمت داراب آمده كه حاصل بعضى دهات را خورده است . بواسطهء نيامدن باران قدرى سميت پيدا كرده ، نرخ اجناس در بلوكات و شهر رو به ترقى است .
ديگر آنكه از قرار خبر صحيحى كه از لارىها و قشقايىها رسيده است نزاع ميانهء آنها به قدر دو سه ساعت بيشتر طول نكشيده ، قشقايىها به قدر چهل سوار بودهاند و لارىها پانصد نفر در وقتى كه لارىها در حين مراجعت بودهاند يك مرتبه سوارهء قشقايى داخل آنها مىريزند ، شليك تفنگ به آنها مىكنند ، به قدر بيست نفر فورى كشته مىشوند و بيست نفرى زخمى و به قدر بيست سى نفر اسير مىكنند و از قشقايىها يك نفر كشته مىشود . پس از ورود صفدر ميرزا پيشخدمت باشى نواب مستطاب و الا معتمد الدوله ديگر نزاعى نشده است ، مشار اليه در صدد اصلاح است .
ديگر آنكه عاليجاه والنس صاحب وارد شيراز شدهاند ، دو شب منزل حكيم اسكالى توقف نمودند ، نواب و الا معتمد الدوله شيرينى فرستادند . ايشان ديدنى از ايشان كردند ، صبح روز جمعه يازدهم بچاپارى روانه به سمت اصفهان شدند .
ديگر آنكه از قرار خبر تلگرافى در سورمق كه از توابع آباده است رعايا با هم نزاع كردهاند ، دو سه نفر كشته و زخمى شده بودند . به حكومت اطلاع داده شد ، سوار و محصل فرستادند كه مقصرين را گرفته مغلولا به شيراز بياورند .
ديگر آنكه از قرار خبر تلگرافى در شولكستان حضرات شولكستانى با مهترهايى كه همراه قاطرهاى دولتى از اصفهان به شيراز مىآمدند دعوا كرده بودند ، دو سه نفر از مهترها زخمى شده بودند و يك نفر دو سه دندانش شكسته بود ، هفتاد و نه تومان پول خرج قاطرها را برده بودند . اين خبر به حكومت اطلاع داده شد ، فورا تلگراف به آباده به وكيل سربازها كردند كه خودش برود به شولكستان مقصرين را گرفته به شيراز روانه كند و هرچه تنخواه بردهاند گرفته مسترد سازد .
ديگر آنكه از قراريكه خبر رسيده دو طايفه از عرب با هم جنگ كردهاند ، دو نفر از طرفين كشته شده . قوام الملك پنجاه سوار و پنجاه تفنگچى فرستاده كه مقصرين و قاتلين را گرفته به شيراز
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 333
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٣٣٣