ديگر آنكه حضرات لشنى كه از دست حاجى ميرزا محمد حكيمباشى به شكايت بست آمده بودند به حكم حكومت آنها را گرفته به دست حكيمباشى سپردند .
ديگر آنكه چند شب است كه هوا بشدت سرد كرده ، به اين واسطه زلزلهء مختصرى آمد ، نرخ اجناس از قرار سابق است تفاوتى نكرده است .
ديگر آنكه اعلانى كه در دو ماه قبل فرستاده شد و در مسجد وكيل خوانده و به اطراف فرستادند چيزى و اثرى تا به حال به ظهور نرسيده . اغلب از خلق خيالشان اين است كه اين فقره دام است كه هركس چيزى دارد ظاهر كند و بعد از او بگيرند .
ديگر آنكه ميانهء جناب حاجى نصير الملك و حاجى عز الملك كارگزار شيراز بر سر ملك و آب و زمين گفتگوى بسيار است . حاجى عز الملك به تلگرافخانه بست رفته است كه شكايت به طهران نمايد . رئيس تلگرافخانه عرايض مشار اليه را فهرست كرده به حضور سركار و الا احتشام الدوله برده ، ايشان حكم كردهاند كه به عرايض مشار اليه رسيدگى شود اگر تعدى و ظلمى در حق او شده رفع نمايد .
ديگر آنكه بواسطهء گاوميران خرمنهاى بلوكات و دور شهر خيلى باقى است ، احتمال كلى دارد به همين واسطه نرخ اجناس ترقى كند چونكه از صد گاو ده گاو باقى نمانده ، ولى هنوز به سمت فسا و داراب و جهرم بروز اين ناخوشى نشده . از قراريكه زارعين تجربه كردند بعضى از گاوها را كه معالجه كردهاند از آب غوره به خورد آن دادن و در آب سرد انداختن معالجه شده ولى بندرت پس از بهتر شدن بعضى كور مىشوند . در مرودشت و كربال و خفرك و توابع و بيضا بسيار گاو مرده است ، بقسمى كه خرمنها را با الاغ و اسب و قاطر مىكوبند . بيشتر گاو ماده مىميرد .
ديگر آنكه حضرات لشنى كه سر توپخانه از دست حاجى ميرزا محمد حكيمباشى بست بودند سركار و الا احتشام الدوله آنها را مجبورا فرستادند نزد حكيمباشى . به عرايض آنها رسيدگى نشد ، تمام رفتند به آبادهء طشك ، ولى احتمال دارد كه فسادى ميانهء حكيمباشى و آنها واقع بشود .
ديگر آنكه حاجى عز الملك از تلگرافخانه رفته است در مسجد نو بست نشسته است بواسطهء اينكه در شول كه تيول برادر مشار اليه است دزدى واقع شده سركار و الا احتشام الدوله فرستادهاند حكما سارق را خواستهاند يا تنخواه را ، به اين واسطه در مسجد نو بست رفته كه حكومت با من بىالتفات است ، هرروز اسباب چينى مىخواهند براى من فراهم بياورند .
ديگر آنكه چندى است يك نفر از ارامنهء روسيه آمده در شيراز ساعتسازى مىكند ، خودش مىگويد از اهل ولنديزى هستم ، ولى ارامنهء شيراز مىگويند كه ارمنى است ، مدتى در طهران و اصفهان بوده ، چيزى از او تا به حال معلوم نشده ، در كاروانسراى مشير الملك مشغول ساعتسازى است .
ديگر آنكه از سرحد اسپاس و سروستان خبر رسيده كه در آنجا هم ناخوشى گاو ميران پيدا شده كه تمام گاوها را كشته است و به جهت شيار كردن و خرمن كوبيدن معطل هستند ، همين قسم خرمنها در صحرا است .
مورخهء سهشنبه يازدهم محرم الحرام 1306 مطابق هيجدهم سپتمبر 1888 .
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 320
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٣٢٠