تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
را تماشا كنند . ايشان هم به قدر سيصد سوار كه حاضر بود در سر دروازهء باغ شاه و ميدان طويله حاضر كردند ، صاحبان تماشا كردند . نواب و الا خيلى نسبت به جنرال مارتر صاحب مهربانى كردند . ديگر آنكه مقرب الخاقان سعد الملك تدارك خود را ديده اين دو سه روزه به سمت بوشهر حركت خواهند كرد . ديگر آنكه سركار و الا احتشام الدوله به جناب حاجى نصير الملك بر سر مطلب ولايتى تغير فرمودند فحش زياد دادند . الحال دو سه روز است حاجى نصير الملك تعارض نموده در خانه نشسته است . ديگر آنكه ميانهء حاجى نصير الملك و قوام الملك كدورت باطنى بود ، اكنون برملا و ظاهر شده از هم بد مىگويند و در صدد شكست كار يكديگر مىباشند . ديگر آنكه قوام الملك رئيس التجارى را به بيگلربيگى پسر خود واگذار كرد و ميرزا حسين خان منشى خود را نايب مشار اليه قرار داده ، روزهاى سه‌شنبه قرار گذارده‌اند كه بيگلربيگى به جهت كار تجار بنشيند و رسيدگى به امور تجارتى نمايد . ديگر آنكه قوام الملك سركار و الا احتشام الدوله را دو شب و يك روز در باغ گلشن خود ميهمانى كرد . مورخهء يكشنبه غرهء شهر رمضان 1305 مطابق سيزدهم ماه مى 1888 .

از 2 رمضان 1305 مطابق 14 مى 1888

شب هنگام از پشت بام بازار وكيل كمند مىاندازند پايين مىروند ، دو دكان يكى سمسارى و ديگرى عبادوزى را مىبرند ، صبح اطلاع به نواب و الا احتشام الدوله مىدهند ، حكما غرامت مال را از بيگلربيگى مىخواهند . آن روز ظهر برادر كدخداى ده‌بزرگى در صحرا گردش مىكند ، سربازهاى فوج صمصام الملك را مىبيند كه در زراعت مردم مالهاى خود را مىچرانند ، با آنها نزاع مىكند ، سربازها مىروند در باغ تخت ، او هم با چند نفر عقب آنها مىرود كه آنها را بگيرد بياورد و به حكومت عارض شود . در اين بين مىبينند از حمام باغ تخت چند نفر سرباز ديگر بيرون مىآيند ، خيال مىكند بلكه زنى آورده‌اند ، مىرود داخل حمام بشود سربازى از آنها مانع مىشود ، سرباز را مىزنند ، سربازهاى ديگر مىگريزند ، آن سرباز را مىگيرند داخل در حمام مىشوند ، اموال دكاكين را كه شب بريده بودند در آنجا مىبينند . تنخواه را با آن سرباز مىآورند خدمت سركار و الا احتشام الدوله . ايشان هم سرباز را چوب زياد مىزنند تا اقرار مىكند كه ما يازده نفر هستيم اين تنخواه را برده‌ايم . آنها را هم از صمصام الملك مىخواهند . چهار پنج نفر از آنها دستگير شده‌اند ، ما بقى سر توپخانه و سيد حاجى غريب بست رفته‌اند . يك عدل قماش هم شب قبل از مال عاليجاه زيكلر كمپنى برده بودند ، پيش همين سربازها ابراز كرد . دزدى چندين ماهه بروز كرده كه تمام سربازها دزدى كرده بودند . حال سركار و الا احتشام الدوله قدغن كرده‌اند كه سربازها مرخص هستند بروند