تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
مىرسد ، هركس قوه فرار داشته در كوه و بيابان فرار مىكند بعضىها كه خود را حامى ضابط قرار داده بودند مىمانند . از قراريكه خبر رسيده از اشخاصى كه فرار كرده‌اند به قدر ده دوازده طفل از تشنگى مرده‌اند . اهالى اصطهبانات به حاجى سيد على اكبر فال اسيرى كه يكى از ملاهاى شيراز است كاغذ مىنويسند كه حمايتى به آنها بكند ، مشار اليه هم جمعيت زيادى به قدر هزار نفر جمع مىكند و مىرود در تلگراف‌خانه كه تلگراف كند به اعليحضرت همايونى يا به حضرت و الا ظل السلطان كه قرارى در كار اصطهبانات بگذارد . ابو القاسم خان سرتيپ تلگرافخانه ، محض تملق از حكومت ، تلگراف نكرده . نواب و الا جلال الدوله مطلع مىشود . ملا باشى خود را مىفرستد حاجى سيد على اكبر را مىبرند قدرى اظهار مهربانى مىكند تا اينكه مشار اليه را از صرافت تلگراف كردن مىاندازد . قرار مىگذارد كه عمل اصطهبانات را به قسمى كه مشار اليه ميل دارد تمام نمايد . مردم هم از تلگرافخانه مىروند . نواب جلال الدوله تلگراف به جناب صاحبديوان كرده ، جوابى هنوز نرسيده . ديگر آنكه محمد باقر صراف كه صراف معتبرى بود به قدر شصت هفتاد هزار تومان ورشكسته ، تمام اعلى و ادناى شيراز پول نزد مشار اليه داشتند كه همگى گرفتار هستيد . از قراريكه مىگويند تومانى سه قران احتمال دارد به مردم برسد ولى پول نقد هرچه داشتند قوام الملك فرستاد برده‌اند كه عوض طلب خود و بستگان خود بردارد . حال محمد باقر صراف در مسجد نو بست است .

از 18 رمضان 1303 مطابق 21 جون 1886

عاليجاه بلند جايگاه ، كرنل ويليمس هر روز مشغول خريدن اسب مىباشند . ديگر آنكه حاجى ميرزا آقا خان عز الملك وارد شد هنوز اقدامى در امور كارگزارى نكرده است تا جناب صاحبديوان بيايند . ديگر آنكه جناب صاحبديوان بواسطهء اغتشاش در ايل قشقايى چند روز در بين راه توقف مىنمايند كه رفع اغتشاش طايفهء قشقايى بنمايند . ديگر آنكه عمل اصطهبانات به همين قسم معوق است تا ورود جناب صاحبديوان ، تمام ريش‌سفيدان اصطهبانات در مسجد نو بست هستند ، تمام كارهاى حكومتى معوق و مختل است . ديگر آنكه جناب صاحبديوان قرارومدار ايل قشقايى را گذارده‌اند . طايفهء قشقايى را به ايلخانى و داراب خان ايل‌بيگى داده‌اند و دارابخان را مرخص كرده‌اند در طايفهء قشقايى رفته ، و ايلخانى را همراه به شيراز مىآورند كه عمل سال كهنه را تمام نمايند ، و نيز دو نفر از كيخاى قشقايى كه يكى گودرز كيخاى دره‌شولى و ديگرى خضر بيگ كدخداى كشكولى كه شرارت كرده بودند گرفته و زنجير كرده به شيراز مىآورند . ديگر آنكه تسعير اجناس خيلى تنزل كرده ، حاصل گندم و جو امسال بهتر از پارسال است آفت رسيده است ولى نه مثل پارسال . ديگر آنكه شيخ عبد اللطيف پسر امام جمعه كه همراه پدر خود به اصفهان رفته بود ، لقب