تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
را چوب زيادى زده حبس مىنمايند . اين هم از بستگان خود قوام الملك بوده‌اند . تا دو سه روزى نان فراوان بود . ديگر آنكه در روز بيست و پنجم كه قرار بود جناب صاحبديوان نظمى در عمل خبازان بدهند آن نظم اين است كه قرار گذاردند كه ملاك شهر ماهى يكصد و بيست هزار من گندم به خبازان بدهند از قرار يك من تبريز ده شاهى و ماهى يك صد و بيست هزار من خود خبازان به هر قيمت است بخرند كه تمام خوراك شهر دويست و چهل هزار من مىشود و نان را يك من تبريز سه عباسى بفروشند ، از روز قرارداد باز نان يافت نمىشود و شهر آشوب شده است . خبازان مىخواهند به همان يكصد و بيست هزار من اكتفا كنند ، الحال هم شهر و هم بيرونها آشوب است . ديگر آنكه به در مساجد و كاروانسراها چند كاغذ نوشته چسبانيده بودند و نسبت به جناب صاحبديوان كمال بىاحترامى را كرده بودند بواسطهء گرانى نان و رسيدگى نكردن به حال فقرا و ضعفا . به همين ملاحظه جناب صاحبديوان حكم كردند گندم را يكمن يازده شاهى بخرند و نان را هم يك من يازده شاهى بفروشند . هزار تومان هم به جهت تفاوت قيمت گندم به خبازان دادند ولى قدغن در ملاء عام كردند كه اگر كسى گندم را يك من يازده شاهى زيادتر فروخت اطلاع بدهند به همين جهت هيچكس جنس خود را نمىفروشد ، الان گندم يك من تبريز چهارده شاهى است ، آن هم يافت نمىشود ، احتمال كلى ميرود كه خلق شورش نمايند . ديگر آنكه در كتل دختر كه چهار فرسخى كازرون است جمعى از زوار حاج را سارقين برهنه كرده و خيلى اسباب حاج را بسرقت برده‌اند . معلوم نيست كه سارق از چه طايفه بوده و حكومت هنوز حكمى نكرده است ، اطراف شهر و بيرون‌ها خيلى مغشوش است . ديگر آنكه يك نفر دزد كه از طايفهء ابو الوردى بوده بدست آمده ، تنخواه ده ساله از نقد و جنس از خانهء مشار اليه بيرون آمده بود ، حكومت خواست او را بكشد ، چون به قوام الملك پناه آورده بود انگشتهاى او را بريده رها كردند و تنخواه مردم را معلوم نيست كه به صاحبانش مسترد سازند يا خير . ديگر آنكه جناب صاحبديوان به جهت ملاقات نواب جلال الدوله روز يك‌شنبه 27 رفتند به دارنجان سياخ بعد از دو سه روزى مراجعت خواهند كرد . ديگر آنكه جناب صاحبديوان از سياخ مراجعت كرده‌اند . ديگر آنكه تلگرافا خبر رسيد كه آمدن موكب همايونى به شيراز موقوف است . از اين جهت قدرى وحشت خلق كمتر شده احتمال دارد تسعير جنس به همين قسم بماند زيادتر نشود . ديگر آنكه داراب خان به قدر 600 يا 700 نفر سوار زبده همراه برداشته سرآب شش پير كه سيزده فرسخى شيراز باشد چادر زده نشسته راه خلار و كويم به همين جهت خيلى اغتشاش بهم رسيده ، ايل خانى و حاجى نصر الله خان ايلبيگى با صد نفر سوار بهارلو و دويست نفر سرباز جمعيت خود رفته‌اند كه نگذارند در اطراف اغتشاش نمايند . اطراف فارس تمام مغشوش است ، دزدى زياد مىشود .