تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
ديگر آنكه تمام گندم امساله از سرحد تا گرمسير سرخى زده ، حال كه معلوم مىشود بعضى از بلوكات به قدر بذر هم عايد نميشود . گندم ترقى كرده است ، يك من دو عباسى خريد و فروش مىشود . ديگر آنكه امورات حكومتى از قرار سابق است . نواب نوذر ميرزا را حاكم بوشهر و دشتى و دشتستان نمودند ، تمسك مالياتى هم گرفتند . بعد از دو روز از قرار مذكور چون به ميل ملك التجار نبوده اسباب چينى نموده ، حال در رفتن مشار اليه ترديد است . احتمال كلى دارد كه موقوف شود . ديگر آنكه طايفهء قشقايى به مقربى الخاقان ايل خانى و حاجى نصر الله خان ايلبيگى واگذار شد و قرار است كه خلعت ايشان را از اصفهان بياورند . تا اول ماه ميروند بيرون . ديگر آنكه امساله هم عبور اسب دريايى سپردهء مقرب الخاقان ميرزا حسين خان مؤتمن الملك شد و جناب صاحبديوان اسبى بيست و پنجقران تخفيف ابدى داده‌اند كه حال بايد اسبى ده تومان به ديوان بدهند و اسبى پنجقران از بابت مباشرى كه ده تومان و نيم مىشود ، و امساله هم اسب زيادى اسب‌فروشان خريده‌اند . ديگر آنكه رئيس التجارى را به مقرب الخاقان قوام الملك داده‌اند . ديگر آنكه خلعتى به جهت نواب و الا و جناب صاحبديوان مصحوب ميرزا حسين خان مؤتمن الملك بود ، چون ماه رمضان بود ، نپوشيدند . دو روز بعد از رمضان خلعت ( را ) بردند بيرون شهر در آنجا خلعت پوشيدند . چون خلعتى براى قوام الملك نبود از اين جهت قوام الملك زياد اوقاتش تلخ شده از وسط راه قهرا به منزل خود رفت . تنخواهى كه به هنگام رفتن مقرب الخاقان محمد حسن خان حاكم بندر عباس به طهران قريب نيم فرسخى شيراز برده بودند ، از قرار تقرير حكومت همان تنخواه به عين پيدا شده است . آنچه قلم كرده بودند ربع آن نيست . ديگر آنكه عمل ايل قشقايى هنوز معلوم نيست سروكارش با كه باشد . عقب داراب خان فرستاده‌اند ، تا به حال نيامده . ريشخندى هم ايلخانى و حاجى نصر الله خان مينمايند . از قرار مذكور داراب خان نه هزار تومان باقى دارد . ديگر آنكه مقرب الخاقان مؤتمن الملك تا به حال بوشهر و دشتى و دشتستان را قبول نكرده ميگويد حكما تا ابوابجمعى قوام الملك چيزى به من ندهند بوشهر را قبول نخواهم كرد ، در سوال و جواب هستند . ديگر آنكه نيريز را كه به حاجى ميرزا آقا خان همشيره‌زاده جناب صاحبديوان واگذار شد اصطهبانات را در ادارهء مشار اليه قرار دادند ، اهل اصطهبانات عرض كردند كه ما نمىخواهيم در اداره مشار اليه باشيم ، خودمان ماليات خود را ميپردازيم . جناب صاحبديوان به آنها جواب دادند كه بسيار خوب . پس از رفتن اصطهباناتىها مجددا حكم به حاجى ميرزا آقا خان ( كردند ) كه اصطهبانات در اداره تو و بتوسط تو عرايض اهالى اصطهبانات بحكومت برسد . هنگامى كه مشار اليه خواسته برود نيريز ، مىخواستند برود اصطهبانات ، اهل اصطهبانات او را جواب كردند . تفنگ‌چى زيادى فرستاده‌اند راهها را بسته كه مشار اليه داخل اصطهبانات نشود ، الحال اهل اصطهبانات