كه " اين كار دولتى شده يا از مسجد بيرون كنيد يا او را قراول بگذاريد كه نگريزد " . حال در مسجد نو است .
مورخهء روز شنبه بيست و نهم جمادى الثانيه 1301 مطابق بيست و ششم ماه اپريل 1884 .
از غرهء رجب 1301 مطابق 27 اپريل 1884
مقرب الخاقان داراب خان ايلبيگى قشقايى كه مراجعت كرده به شيراز نيامده ، از دو فرسخى شيراز گذشت ، محصل قسط كه پيش او بود او را هم جواب كرده . جناب صاحب ديوان ميرزا عبد الله مستوفى را كه الحال وزير ماليات فارس است عقب او فرستادند كه اگر بخوشى خودش آمد به شيراز فبها و الا بگذارد هر جا ميل دارد برود ، چونكه از دو حال بيرون نيست يا مىرود به اصفهان يا نمىرود ، اگر رفت در همان جا او را گرفته باقى مشار اليه را دريافت خواهند كرد اگر هم نرفت به قدر باقى مشار اليه از قسط ديوان باقى گذارده كه اگر مطالبه كنند بگويند نزد داراب خان است خودتان كه توسط كرديد او ايلبيگى بشود حال باقىاش را هم خودتان وصول نماييد . هنوز ميرزا عبد الله مراجعت نكرده است .
ديگر آنكه حاجى بىبى والدهء جناب صاحب ديوان كه حق شش يك خود را از اموال مرحوم قوام الملك به جناب صاحب ديوان مصالحه به بيست و پنج هزار تومان كرد كه از محمد رضا خان قوام الملك دريافت كنند ، محمد رضا خان به كلى خيال دادن يك دينار نداشت ، بعض نوشتجات ساختگى بعد از فوت مرحوم قوام الملك درست كرده بود كه چيزى از اين بابت ندهد . بعضى اين مسئله را به سمع جناب صاحب ديوان رسانيدند ، ايشان هم سخت مطالبه كردند و سخت گرفتند تا آنكه خود محمد رضا خان تمسك بيست و پنج هزار تومان را نوشته تسليم جناب صاحب ديوان كرد . از قرار مذكور باطنا جناب صاحب ديوان هيچ ميل به محمد رضا خان ندارند ، بعضى از ابواب جمعىهاى مشار اليه را حك و اصلاح مىنمايند .
ديگر آنكه ميرزا عبد الله كه رفته بود داراب خان را بياورد مشار اليه را به شيراز آورد ، از قرار مذكور يازده هزار تومان باقى دارد ، قدرى در محل است ما بقى نزد خود داراب خان مىباشد .
جناب صاحب ديوان از آمدن داراب خان بسيار خوشوقت شده است چونكه اگر نيامده بود امساله خيلى اغتشاش در عمل مالياتى بهم مىرسيد .
ديگر آنكه روز بروز كدورت ميانهء جناب صاحب ديوان و محمد رضا خان قوام الملك بيشتر مىشود ، هر روز يك جايى از ابواب جمعى مشار اليه را موضوع مىنمايند و مشار اليه هم خود را به ناخوشى زده كمتر درب خانه مىرود ، محض تمارض است نه ناخوشى و در صدد اغتشاش ايلات و غيره است ، هر روز اسباب و گفتگويى فراهم مىآورد كه بيشتر اسباب رنجش جناب صاحب ديوان مىشود .
ديگر آنكه ميرزا حسين خان پسر جناب صاحب ديوان هزار تومان مواجب از ديوان گذرانيده و اردكان را كه تيول مرحوم مشير الملك بود تيول خود كرده است ، مواجب مرحوم مشير الملك را حضرت