فرستادهاند ، از حاجى نصير الملك جويا شدهاند كه چنين كاغذى چرا نوشتهاى ؟ . اول تحاشى كرده بعد جواب داده نوشتهام ، شما هم هرچه از دستتان برمىآيد كوتاهى نكنيد . ميانهء دو برادر حال به هم خورده كه برملا به همديگر بد مىگويند . بعضىها ميانه افتادهاند كه اصلاح بدهند .
ديگر آنكه زنى را قريب به تنگ الله اكبر در مغازه كشته انداخته بودند ، چوپانى او را ديده به حكومت اطلاع داد ، حكومت كشته را فرستادند آوردند ، قدرى از آن نعش را جانور خورده بود ، هرچه تفحص كردند نه صاحبى براى كشته پيدا شد و نه قاتل آن .
ديگر آنكه در ميان جنگل شش فرسخى فسا دو نفر از صحرارود فسا را كشتهاند ، قاتل هنوز معلوم نيست ، اطراف شيراز خيلى شلوغ شده است .
ديگر آنكه از قرار خبر تلگرافى حضرت و الا ظل السلطان متوقف طهران نشده به اصفهان مراجعت خواهند كرد .
ديگر آنكه ضابط به جهت بعضى از بلوكات معين كرده و تمسك گرفتهاند ، مثل نيريز را دادهاند به فتحعلى خان نيريزى و اصطهبانات را به ابو القاسم خان همشيرهزادهء جناب صاحب ديوان .
ديگر آنكه فسا را كه به محمد حسن خان پسر سليمان خان جهرمى داده بودند چون در ادارهء محمد رضا خان قوام الملك بود و قبل از ورود مشار اليه به محمد حسن خان داده بودند كه در ادارهء مشار اليه نباشد لهذا بعد از ورود قوام الملك فسا را هم در ادارهء قوام الملك قرار دادهاند مثل سنوات سابق باشد .
ديگر آنكه لطفعلى خان پسر جناب صاحب ديوان در طهران فوت شده بود ، بعد از دو سه روزى از فوتش به جناب صاحب ديوان خبر دادهاند ، در مسجد وكيل ختم گذاردهاند مشغول تعزيهدارى مىباشند .
ديگر آنكه از قرار خبر تلگرافى لقب موتمن الملكى به ميرزا حسين خان پسر جناب صاحب ديوان داده شده با ششصد تومان علاوهء مواجب از مواجب مرحوم مشير الملك .
ديگر آنكه حضرت و الا ظل السلطان تلگراف به جناب صاحب ديوان كرده بودند كه آدمى به جهت حساب پس دادن روانه كنيد . ايشان جواب داده بودند كه ميرزا حبيب الله خان مشير الملك وكيل من است در حساب پرداختن به ديوان حضرت و الا . همين را مستمسك قرار داده ميرزا رضاى حكيم را از وكالت فارس معزول كرده وكالت فارس را به ميرزا حبيب الله خان دادند .
از عزل ميرزا رضا بعضى از عمال فارس دلتنگ شدند مثل محمد رضا خان قوام الملك و ميرزا عبد الله ، ولى خود جناب صاحب ديوان چندان بىميل از عزل ميرزا رضا نبودند .
ديگر آنكه اطراف فارس اغتشاش بهم رسيده است سرقت و راهزنى مىشود .
ديگر آنكه داماد ملا برفى كه ضابط كوهمرهجات بوده به زنى مايل بوده ، شوهر زن را با برادرش و طفل شيرخواره مىكشد . اين خبر به حكومت مىرسد فورا كشيكچى باشى با چند نفر سوار مىفرستد كه داماد ملابرفى را گرفته بياورند . تا اين خبر به مشار اليه مىرسد فرار كرده مىآيد در مسجد نوبست مىنشيند . امام جمعه توسطى از قاتل كرده ، جناب صاحب ديوان جواب دادهاند
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 213
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٢١٣