ديگر آنكه از جانب اعليحضرت همايونى قلمدان دوات مرصع به جهت جناب صاحب ديوان و قدارهء مرصعى به جهت نواب جلال الدوله خلعت مرحمت شده بود ، بصحابت مقرب الخاقان بيان الملك گماشتهء جناب صاحب ديوان روز پنجشنبه بيست و سيم ماه ذيحجه وارد شد ، به استقبال خلعت رفته در همان بيرون خلعت پوشيدند و نيز سردارى ترمه از جانب حضرت و الا ظل السلطان به جهت جناب قوام الملك بصحابت بيان الملك آورده بود ، در همان روز خلعت پوشيد . بعد از خلعت پوشيدن شليك توپ نمودند تا وارد شهر شدند .
ديگر آنكه از قراريكه به حكومت خبر رسيده است نايب الحكومهء گلهدار با حسين خان سركردهء سوارهء بهارلو با سرباز و توپ كه رفته بودند به جم ، مقصرينى كه با احمد خان گلهدارى متحد شده بودند گرفتهاند و غارت كردهاند بعضى از دهات جم را .
ديگر آنكه روز دويم محرم از اول طلوع آفتاب بناى باران را گذارد ، اين باران خيلى ضرر به جهت حاصل موجوده كه در صحراست دارد از قبيل برنج و ذرت و بعضى صيفىكارى .
ديگر آنكه احمد خان گلهدارى يك هفته است كه از گلهدارى فرار كرده آمده در مسجد نو بست نشسته است .
ديگر آنكه از قراريكه از نايب الحكومهء گلهدار خبر رسيد هنگاميكه با سوار و جمعيت به گرفتن ملا ميرزاى جمى مىرفتند وارد جم كه مىشوند فورا ملا ميرزا با آنها جنگ مىكند ، در ميان دعوا ملا ميرزا كشته مىشود با چند نفر ديگر از جمى و از اين طرف هم هفت نفر از خوانين بهارلو كشته مىشوند و چند نفر زخمى . سوار بهارلو و سرباز جم را غارت مىكنند .
ديگر آنكه جمال خان دشتى آدم مقرب الخاقان ميرزا حسين خان حاكم بوشهر را جواب كرده و زده است و يك دينار ماليات نداده ، از شيراز حكم به سرباز و سوارى كه مأمور گلهدار و جم بودند شده كه بروند بر سر جمال خان دشتى ماليات دشتى را وصول نمايند و اگر بشود خود جمال خان را هم دستگير نمايند .
ديگر آنكه الحمد لله باران خوبى در شيراز و اطراف آمد ، مردم قدرى اضطراب داشتند ولى به جهت ملاك و حاصل صيفى ضرر داشت ، نرخ اجناس قدرى تنزل كرده است .
ديگر آنكه جم را كه غارت كرده بودند و رعاياى آنجا متفرق شده بودند نايب الحكومهء گلهدار آدم فرستاده استمالت به دعايا داده كمكم جمع شدهاند ولى هنوز واهمه دارند .
ديگر آنكه جناب مشير الملك در تعزيهخانه حالش به هم خورده بود كه قريب به موت شده بود ، الحال بعد از پنج شش روز معالجه قدرى حالش بهتر است .
ديگر آنكه نواب جلال الدوله با جناب صاحب ديوان خيال دارند اول ماه صفر به جهت گردش به كازرون بروند ولى هنوز درست معين نيست . ديگر آنكه هنوز احمد خان گلهدارى دربست است و امام قلى خان قشقايى در حبس .
ديگر آنكه حكومت به عمال و ضباط جزء محصل گذارده كه ماليات جمعآورى نمايند ، قدرى قسط از هرجا آوردهاند ولى از داراب خان ايلبيگى بواسطهء نرساندن قسط دلتنگ شدهاند ، محصل
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 202
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٢٠٢