تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
چون ميانهء ما قتل واقع شده احتمال كلى ميرود كه با هم نزاع بكنيم ، بهتر اين است كه حكم كنند از اين راه ( نيايد ) . حكومت هم تفنگدار مخصوص نزد دارابخان روانه كردند كه اگر بخواهد از آن راه برود او را با ايل قشقايى برگردانند و صريح نوشته‌اند كه اگر بخواهى از آن راه به روى توپ و سرباز فرستاده مىشود جلوى ايل را بگيرند و خودت هم مقصر ديوان‌خواهى شد . ديگر آنكه جناب قوام الملك به جهت سركشى املاك خود تا قوام‌آباد و بوانات رفته است ، ده روزى سفر ايشان طول خواهد كشيد . ديگر آنكه مستوفيان دفتر مدعى ميرزا عبد الله شده‌اند ، خدمت جناب صاحب ديوان عرض كرده‌اند بايد حساب مشار اليه را كشيد . جناب صاحب ديوان هم حكم كردند تا قوام الملك در شهر نيست حساب مشار اليه را بكشند ، يك روز هم او را با محصل در دفترخانه نگاه داشتند كه حساب پس بدهد ، به اصرار زياد مهلت تا روز سه‌شنبه ششم ذيحجه خواسته است كه حساب خود را به مستوفيان پس بدهد . ديگر آنكه يك صد و پنجاه سوار و پنجاه پياده با حسين خان سركردهء سوارهء بهارلو مأمور به گله‌دار نمودند كه با سرباز و توپ بروند احمد خان گله‌دارى را بگيرند و حكم به نايب گله‌دار نوشته‌اند كه سوار و جمعيت عقب احمد خان برود به هر خاك كه برسد او را دستگير نمايد . ديگر آنكه روز عيد اضحى نواب جلال الدوله سلام عام نشستند ، بيست و يك توپ شليك نمودند . ديگر آنكه روز عيد خبر ورود موكب همايون به طهران تلگرافا به شيراز رسيد ، همان روز بيست و يك توپ محض تهنيت ورود شليك كردند و شب در ميدان توپخانه چراغان و آتش‌بازى نمودند ، بعضى از بازارها را هم چراغان كردند . ديگر آنكه در كازرون سه مرتبه زلزلهء شديد شده ولى خرابى چندان نرسانيده است . ديگر آنكه قتلى كه در طايفهء لشنى واقع شده بود قوام الملك و گماشتگان مشار اليه چهار صد پانصد تومان از شخص قاتل گرفته و خون مقتول را پايمال كردند . اين اوقات در هر كارى بىحسابى زياد مىشود . ديگر آنكه امام قليخان قشقايى هنوز در حبس است ، معلوم نيست كى مرخص شود . مورخهء روز پنجشنبه سلخ ماه ذيحجه الحرام سنهء 1300 مطابق غرهء نومبر مسيحى 1883 .
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 199 | على اكبر سعيدى سيرجانى