سال 1301 وقايع اتفاقيه دار العلم شيراز
از غرهء محرم 1301 مطابق 2 نومبر 1883
جناب قوام الملك كه به سركشى املاك خود رفته بود در راه چند نفر غلام تعيين ( كرد ) كه بروند در طايفهء كرشولى كه ابواب جمع حاجى نصر الله خان قشقايى است چهار پنج خانوار از طايفهء چهار راهى در آن طايفه بوده بكوچانند و به طايفهء خود ملحق نمايند ، حاجى آقاى كرشولى كه كدخداى آن طايفه است به غلامان گفته بوده كه " باشد ، خودم مىروم خدمت جناب قوام الملك هرچه فرمايش داد رفتار مىشود " . غلامها محض جلب منفعت به قوام الملك نوشتهاند كه كدخداى كرشولى ما را جواب كرده . اين نوشته كه قوام الملك مىرسد فورا سوار و جمعيت مىفرستد جمع كنند كه بفرستد طايفهء كرشولى را بچاپند ، حاجى نصر الله خان مطلع مىشود فورا حاجى آقاى كرشولى را با گماشتهء خود نزد قوام الملك روانه مىنمايد . به ورود حاجى آقا خدمت جناب قوام الملك بدون سوال و جواب مشار اليه را يك روز و يك شب زنجير مىنمايد و روز بعد چوب زيادى به مشار اليه مىزند ، هزار تومان جريمه از مشار اليه خواسته بگيرد كه حاجى نصر الله خان بچاپارى خود را مىرساند ، توسط زيادى كرده يك اسب كه يكصد و پنجاه تومان ارزش داشته به خود قوام الملك پيشكش كرده و صد تومانى هم به عملهجاتش ، حاجى آقا را مرخص كرده مىرود . از اغتشاش و اشتباهكارى و ترجمان و جريمه گرفتن از رعيت و غيره اين اوقات اندازه ندارد .
ديگر آنكه آبله در شيراز شيوع دارد ، اطفال كوچك و بزرگ از مسلمان خيلى تلف شدهاند . از طايفهء يهود در عرض يك ماه سيصد و پنجاه نفر طفل بزرگ و كوچك تلف شده است .
ديگر آنكه از قرار مذكور قوام الملك ميل به طايفهء قشقايى دارد كه ابواب جمعى خودش باشد ، بديم واسطه اخلال در كارهاى ايلات قشقايى مىنمايد ، مخصوصا بعضى از طايفهء معتبر را تحريك كرده كه از ابواب جمعى داراب خان ايلبيگى موضوع شوند مثل طايفهء كشكولى و طايفهء درهشولى ، طايفهء شش بلوكى را كه اول سال موضوع كرده جزو ابواب جمعى خود نموده است . از اين جهت ماليات قشقايى از حالا به عهدهء تعويق افتاده و خواهد افتاد .
ديگر آنكه ميرزا لطف الله مستوفى كه اغلب حسابهاى بلوك فارس به دست مشار اليه بود به ناخوشى سكته فوت گرديد .
ديگر آنكه از قرار مذكور امام قلى خان قشقايى را كه حبس كردهاند به جهت گروى داراب خان ايلبيگى نگاه داشتهاند چونكه همشيرهزادهء داراب خان است .