پوشيدند ولى ميانهء خوانين و كيخاهاى قشقايى گفتگوست ، بعضى از طايفهء قشقايى ايلخانى و ايلبيگى را مىخواهند مثل اينكه طايفهء درهشولى كه از همهء طايفه الحال با بضاعتتر هستند از بسكه ظلم و تعدى به آنها كرده است به كلى تفرقه شدهاند و حاجى بابا خان كيخاى درهشولى در خانهء جناب قوام الملك بست نشسته است ، مىخواهد موضوع شود .
ديگر آنكه اين اوقات به طايفهء يهود چندان اذيت نمىكنند در كوچه و بازار .
ديگر آنكه نواب جلال الدوله و جناب صاحبديوان خيال دارند بروند به پس كوهك كه پنج فرسخى شيراز است و ماه رمضان را هم در آنجا بمانند .
ديگر آنكه اين اوقات بواسطهء بىمواظبتى بيگلربيگى و كدخداى شهر نسبت به صاحبمنصبان تلگرافخانه در كوچه و بازار بىاحترامى مىشود . به حكومت اظهار شد ، سفارش اكيد كردهاند با وجوده بعد از دو سه روز به عاليجاه مسترفهى رئيس تلگرافخانهء شيراز در كوچه يك روز چهار مرتبه بچهها كمال بىاحترامى را كردند ، مجددا به حكومت اظهار شد ، كدخدايان را خواستند مواخذهء شديد كردند و بچهها را قدرى تنبيه نمودند .
ديگر آنكه تلگراف از جناب وزير امور خارجه به جناب صاحب ديوان شده است كه رعايت حال طايفهء يهود را بنمايند ، داروغه كه مباشر آنهاست هرچه اجحاف و تعدى كرده رسيدگى كنند و پس بگيرند و كسى ديگر را ضابط آنها نمايند . چند روز است كه اين تلگراف رسيده ، اقدامى از جانب حكومت دربارهء آنها نشده .
ديگر آنكه خدربيگ كشكولى كه تهمت دزدى اموال سرهنگ شقاقى را به او بسته بودند ، جناب صاحب ديوان گرفته چوب زيادى زدند ، بعد به توسط ايلخانى مرخص كردند و التزام داده كه از عهدهء اموال مسروقهء سرهنگ برآيد .
ديگر آنكه ايلخانى و ايلبيگى قشقايى بواسطهء بعض فقرات طايفهء قشقايى را استعفا كردند .
ديگر آنكه جناب قوام الملك استمالت رياد به ايلخانى و ايلبيگى كردند و هرچه خواهش آنها بود بر وفق دلخواه انجام داده و حاجى بابا خان كيخا كه به حمايت جناب معزى اليه مىخواست از جمع ايلخانى موضوع شود مشار اليه را بدست ايلخانى سپردند . ايلخانى و ايلبيگى چادر بيرون زدهاند ، اين دو سه روزه به سرحد به سر ابواب جمعى خود خواهند رفت .
ديگر آنكه اهل سميرم كه جزو ابواب جمعى ايلخانى بود چون در پارسال اجحاف و تعدى به آنها شده بود به شكايت و دادخواهى به شيراز آمدند حكومت قرار گذارد كه موضوع شود .
جناب قوام الملك محض استرضاى خاطر ايلخانى حضرات را به مشار اليه سپرد و تصالحى فيما بين داد . الحال ابوابجمعى ايلخانى از طايفهء قشقايى و غيره مثل پارسال است .
ديگر آنكه توپچيان خرقانى ساخلو فارس به جهت جيرهء خود كه نرسيده بود اجماع كرده در ميدان توپخانه بناى داد و فرياد و هرزگى را گذارده بودند . حكومت فورا ياور آنها را مىخواهد ، برات جيره را بلاتامل تحويل ياور مىكند و بعد ده نفر از آنها را كه منشأ اين كار بودند گرفته حبس كردند .
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 163
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص١٦٣