آنها را اذيت مىكند و همچنين برعكس . حال عمل فارس به ضد و نقيض شده ، بيچاره رعيت و ضباط .
ديگر آنكه حاجى بابا خان درهشولى را محض باقى ماليات جناب قوام الملك گرفته حبس كردند كه باقى را بگيرند .
ديگر آنكه فوج فريدن اصفهانى با فوج گلپايگان را سان ديدند ، داخل شهر كردند و سه فوج ابواب جمعى مقرب الخاقان سيف السلطنه مرخص خانه هستند ، حكم كردند در بيرون شهر چادر زده چند روزى با سربازهاى مأمورين ايشان بيايند سان داده بروند .
ديگر آنكه به توسط جناب صاحب ديوان حضرت و الا ظل السلطان از تقصير داراب خان گذشتهاند ولى تلگراف كردهاند " چون حكم كردهام كه به اصفهان بيايد حكما بايد بيايد به اصفهان مورد التفات شده مراجعت به شيراز كند " . اين دو روزه بچاپارى روانه خواهد شد .
ديگر آنكه كليهء امور فارس را جناب صاحب ديوان به عهدهء جناب قوام الملك واگذار كردند ، روز سهشنبه نوزدهم شهر رجب در عمارت سر در ميدان طويله مىنشيند به جهت امر و نهى ولايتى و جناب صاحب ديوان در كلاه فرنگى باغ ارگ . ديگر آنكه الحال در شيراز هفت مسند حكومتى هر صبح افتاده مىشود ، اول نواب جلال الدوله ، دويم جناب صاحب ديوان ، سيم جناب قوام الملك ، چهارم محمد رضا خان بيگلربيگى ، پنجم مؤيد الملك ، ششم ميرزا حسين خان پسر جناب صاحب ديوان ، هفتم ميرزا عبد الله پيشكار جناب قوام الملك ، در حقيقت تمام كارهاى فارس به صلاح و صوابديد ميرزا عبد الله مىگذرد ، تا او امضا نگذارد عملى نخواهد گذشت .
ديگر آنكه در بازار . . . دوزها شخص نمدمالى كلاه يك يهودى را پاره كرده بود ، به حكومت عارض شدند حكومت حكم كرد كه نمدمال را بياورند مواخذه و تنبيه شود . نمدمال مىگفت به گفتهء سيد على اكبر اين كار را كردهام .
ديگر آنكه داراب خان با يك نفر از آدمهاى جناب صاحب ديوان روانهء اصفهان شد كه خدمت حضرت و الا ظل السلطان مشرف شود .
ديگر آنكه سوارهاى فارسى كه ابواب جمعى عاليجاه محمد حسن خان سرهنگ بود اخراج كردند و مشار اليه را از سركردگى انداختند ، به حكم حضرت و الا ظل السلطان مشار اليه روانهء طهران است .
ديگر آنكه مجددا ميانهء جناب صاحب ديوان و جناب قوام الملك بواسطهء ميرزا حسين خان پسر جناب صاحب ديوان به هم خورده است . ميرزا حسين خان با نواب احترام الدوله كه والدهء مشار اليه باشد قهرا خيال رفتن طهران را دارد .
ديگر آنكه اصلاحى فيما بين جناب صاحبديوان و قوام الملك شده و قرار گذاردهاند كليهء امور مالياتى و غيره در عهدهء جناب قوام الملك باشد ، جناب صاحب ديوان در ارگ بنشيند و جناب قوام الملك هر روزه در كلاه فرنگى به امور ولايتى بپردازد . در حقيقت حكومت با قوام الملك باشد ، جناب صاحب ديوان تفاوت عملى بگيرد و اسمى با ايشان باشد .
ديگر آنكه حكومت بهبهان و بندر ابوشهر و دشتى و دشتستان و مضافات با مقرب الخاقان
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 160
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص١٦٠