سال 1299 وقايع اتفاقيه دار العلم شيراز
از غرهء محرم 1299
از قراريكه مقرب الخاقان حاجى نصر الله خان ايلبيگى قشقايى به حكومت نوشته بود دزد اموال رضا خان سرهنگ كه ميگفتند قشقايى است و غرامت از طايفهء قشقايى گرفته شده ، الحال جستجو كردهايم و پى بردهايم كه از طايفهء بوير احمد است ، حكومت هم محصل مخصوص به بهبهان نزد مقرب الخاقان حاجى نصير الملك فرستادهاند كه سارقين را بدست آورده به شيراز بفرستند .
ديگر آنكه بواسطهء نيامدن باران جنس قدرى ترقى كرده است و ميخرند .
ديگر آنكه حاجى ميرزا آقا خان حاكم كازرون چندى در شيراز بود ، حال دو سه روز است كه به كازرون رفته است .
ديگر آنكه يك نفر دزد شرير از دشمن زيارى سواران مقرب الخاقان قوام الملك گرفته به شيراز آوردند ، او را حبس كردهاند كه بعد از عاشورا حكمى دربارهء او بشود .
ديگر آنكه روز هفتم محرم باران خوبى آمد دو روز و يك شب طول داشت ، تسعير جنس تفاوت كرده . روز عاشورا هم باران آمد و از شب سيزدهم گرفته است كه متواترا مىبارد . دو سه نفر دزد مقرب الخاقان حاجى ميرزا آقا خان وكيل حاكم كازرون به شيراز فرستاده است ، در راه يكى از آن دزدها فرار كرده . حكومت فارس آنها را نگاه داشته كه بعد از سيزده سياست كند .
ديگر آنكه بند بهمن كه در بلوك كوار واقع است و آن بلوك از آن بند آب مىبرد كه خود بهمن شاه ساخته و از آثار قديم است ، پارسال در زمستان از شدت بارندگى خراب شده بود ، در اين اوقات جناب صاحبديوان هم از خود و هم از ملاكداران آنجا پولى جمع كرده آن بند را ساختند .
ديگر آنكه بند امير كه در مرودشت است و امير عضد الدين ديلمى ساخته است چند سال بود كه قدرى شكستگى در آن پيدا شده بود ، جناب صاحبديوان حكم كردند كه آنجا را مرمت درستى بنمايند . رفتن مقرب الخاقان قوام الملك به طهران صحت دارد ، در تدارك رفتن مىباشند كه برود اصفهان در ركاب حضرت و الا ظل السلطان به طهران برود .
ديگر آنكه نظم ولايتى چه در شهر و چه در بيرونها در اين اوقات چندان عيبى ندارد . كمتر دزدى مىشود .
ديگر آنكه چند نفر از كدخدايان مرودشت را به جهت كشتن نايب ضابط مرودشت گرفته